جامعه ی دلقکی
باز هم بر حسب اتفاق چشمم افتاد به شبکه های رسانه ی میلی حاکمیت به اصطلاح اسلامی ، که این روز ها بیگانه ترین شبکه ها هستن برای اکثریت اهل اندیشه و تفکر ایران . مثل همیشه در حال پخش گردهمایی ها مراسم مختلف سیاسی بود که در اون جمعیت به اصطلاح مشتاق و همیشه در صحنه، هر از مدتی در میان بیانات گهر بار سخنران ، با فریاد و عربده، از سخنران حمایت می کردند و وقتی به دقت نگاه می کنی، متوجه جماعتی میشی ، که در تمامیه مراسم حاضر هستند و مثل یک دلقک تمامیه اشعار و صحبت های دیکته شده رو تکرار می کنند و به نوعی مثل همجنس گراهایی هستند که همه با هم و با سر و صدا دسته جمعی دست به خود ارضایی سیاسی می زنند و پس دیدن تصویر خودشون و به به و چه چه رسانه های حکومتی به ارگاسم سیاسی می رسند ...
شاید با طرفانه به قضیه نگاه کنی، کمی حرص معمول بخوری و تلویزیون رو خاموش کنی ، یا شبکه رو عوض کنی و عشق بازی سالوادور و ایزابل رو ببینی ، اما اگر بی طرفانه نگاه کنی متوجه میشی ، که این خصلت دلقکی در نمود تک تک ما ایرانی ها هست ... چه اپوزیسیون چه حامی و چه ما تحتفراخ و تحت جریان باد ..
بار ها با نگاه های مختلف به جامعه ی ایرانیه خودمون نگاه کردیم ، جامعه ی توسعه ی نیافته، جهان سومی ، عقب افتاده و سنتی ، ارزشی ، مذهبی، ناسیونالیست و متعصب و ... در جایی دکتر کاتوزیان از این جامعه تحت عنوان جامعه ی کلنگی یاد کرده بودند ، اما وقتی از دید شخصیه خودم نگاه می کنم بیش از هر چیزی ما ایرانیان شبیه به دلقک هایی هستیم که برای مخاطبان و اطراقیان خودمون داریم هر یک به طریقی نقش بازی می کنیم ، نقش های متفاوت و رنگارنگ و در لباس های مختلف...
کارمندی رو می بینی که جلوی بالا دستیش خم و راست میشه و بله قربان بله قربان می گه اما به محض اینکه آقای بالا دستی از در خارج میشه شروع به لعن و نفرین می کنه...، آدم هایی رو می بینی که صبح تا شب بارها فحش آخوند می دن اما وقتی با هاش رو به رو میشن از ته حلقوم میگن سلام علیکم حاج آقا ! دانشجو هایی که با تمام متانت و شخصیت استادشون رو صدا می کنند و در مورد امتحان سوال می پرسند و از تمام ابزار و دست مایه های خایه مالی استفاده می کنند، ولی بعد از تموم شدن کلاس یا شب امتحان و بعد امتحان تمام فحش هایی رو که یاد گرفتند نثار جان ایل و تبار استاد بدبخت می کنند ، دوستهای دختر و پسر، عاشق و معشوق هایی که هر کدوم به نوعی تجارب مختلف گذشتشون رو وارد گود می کنند که نشون بدن وفادار تر ، نجیب تر و پاک تر هستند تا به اهدافشون برسند، دختری که تو کورس رقابت بی شوهری به دنبال شوهر می گرده و دنبال دست به نقدش هم هست و اون پسری که تمام عقده های جنسی رو تحت عنوان نسل های مختلف انقلاب ، روی دختر بیچاره می خواد پیاده کنه... و این وسط خدا به داد اون انسان نجیب ، پاک و صادق واقعی برسه! هم کلاسی ایی که بارها باهاش هم صحبت شدی و عقاید و باور های ضد دین و لائیکش رو شنیدی اما به محض اینکه تصمیم می گیره نامزد مجلس بشه نماز جماعت رو درجوار همکلاسیه دیگش و استادش که فلان کُلفت و سرخر حکومتیه ادا می کنه و برای سلامتی ولایت صلوات رو فریاد می کشه!
و و و ... هر جای این مملکت رو ببینی همه به نوعی دلقک هایی هستند که روز به روز نقش هاشون رو زیباتر بازی می کنند ، از رئیس جمهور منتسبی که معروفترین دلقک بین المللی هست و بارها آبروی یک تمدن و ملیت رو به سُخره گرفته ... تا آبدار چیه فلان شرکت که ... و تنها کاری که می تونیم بکنیم اینه که به این همه دلقک و به خودمون بخندیم! همون خند ه ها ی تلخ همیشگی !
هر وقت، جایی بحث المسائل میشه ، به این نتیجه می رسم که هر کدوم باید از خودمون شروع کنیم و تو این موضوع وقتی نوبت به خودم میرسه ، هر چند در مورد عقاید و باورم تو موقعیت ها و شرایط مختلف سعی کردم صادق باشم ، اما در کل خودم رو یک دلقک اعظم می بینم ! دلقکی که هنوز با تشویش های ذهنیش و مرور خاطراتش کنار نیومده اما دوست داره همیشه یک منبع انرژی باشه و اون هم انرژی مثبت!
- قبلا در مورد مرض مصلحت اندیشی صحبت کرده بودم و اون هم به نوعی دوباره بر می گرده به دلقک بودن هر کدوم از ما ها که نقش های مختلفی رو داریم بازی می کنیم !
و معتقدم قبل از هر چیز باید با خودمون صادق باشیم تا بتونیم با جامعه ی اطرافمون صادق باشیم با وجود همه ی نامردمی ها و دورویی ها!
مطلب بالا برگرفته از وبلاگ:http://boghzeparsi.persianblog.ir/
اینجانب بطور تمام و کمال حمایت خودمو از جناب آقای مهندس ایوب پاپری مقدم اظهار میکنم که شما بدونید و تبلیغ اضافی نکنید!
دیشب(یکشنبه شب) دمای هوای شهر برازجان در ساعات اولیه صبح به ۱ درجه سانتیگراد رسید که این مقدار دما نیز کم سابقه میباسد.
از تنگ ارم مرکز بخش ارم دشتستان گزارش شدخ که چندین سانتیمتر برف به زمین نشسته است.در ارتفاعات نیز حدود ۱۵ سانیمتر برف بر زمین نشسته است.
میرزا محمد خان به اتفاق غلامرضا شمسی زاده برازجانی و یاران اندکی که داشت جنگ را ادامه می داد یک هواپیمای انگلیسی که از بوشهر بر فراز قلعه رود فاریاب آمده بود قلعه را بمباران نمود و قسمتی از دیوار قلعه فرو ریخت و تعدادی از یاران غضنفر السلطنه مجروح شدند میرزا محمد خان که در مبارزه کردن با دشمنان شجاعت عجیبی داشت با تیر اندازی هواپیمای انگلیسی را مورد اصابت قرار داد و هواپیمای آسیب دیده بزحمت در چغادک فرود آمد سرانجام پس از مدتی مبارزه شدید با سپاه انگلیس بر اثر کمبود مواد غذایی و اسلحه و بر اثر محاصره شدن در قلعه رود فاریاب میرزا محمد خان در حالی که سوار بر اسب بود از قلعه بیرون آمد و در حال جنگیدن می گفت مردن بهتر است که اسیر انگلیسی ها شوم خود را از محاصره نجات داد و از جاده کوهستانی پشتکوه به شیراز رفت حاکم شیراز عبدالحسین میرزای قاجار که با انگلیسی ها رابطه ی خوبی داشت وقتی شنید که غضنفر ااسلطنه به شیراز آمده ایشان را بازداشت نموده و گفت شما باید تا پایان جنگ جهانی اول در شیراز بمانید . میرزا محمد خان مدتی در شیراز بازداشت بود تا اینکه جنگ جهانی اول به پایان رسید و میرزا محمد خان از شیراز به برازجان عزیمت نمود با سقوط سلسله قاجار و آغاز سلطنت رضا شاه کنسول گری انگلیس در تهران به انتقام اینکه میرزا محمد خان در جنگ لرده با کمک مردم نزدیک به 100 نفر از سپاهیان آنها را از بین برده و خسارات مالی فراوانی در رابطه با تخریب خطوط تلگراف و راه آهن به انگلیسی ها وارد کرده بود از رضا شاه خواست که میرزا محمد خان را به تهران تبعید نماید رضا شاه به سردار انتصار که حکمران بنادر و جزایر فارس بود دستور داد که میرزا محمد خان را به بوشهر اعزام و از ایشان بخواهد که به تهران نقل مکان نماید غضنفرالسلطنه شرایط رضا شاه را نپذیرفت و گفت من در دشتستان زندگی می کنم نه در تهران، سردار انتصار میرزا محمد خان را چند روزی در بوشهر بازداشت کرد عده ای از مردم برازجان جهت اعتراض و آزادی میرزا محمد خان به بوشهر رفتند سردار انتصار وقتی با واکنش مردم برازجان مواجه شد میرزا محمد خان را آزاد کرد و ایشان با استقبال گرم مردم وارد برازجان شد . رضا شاه وقتی شنید که میرزا محمد خان دستور او را جهت رفتن به تهران اجرا نکرده است خشمگین شد و سه اردو نظامی به فرماندهی سرهنگ احمد معینی جهت کشتن ایشان و خلع سلاح جنوب از شیراز به دشتستان فرستاد میرزا محمد خان وقتی از حرکت اردوهای نظامی اطلاع حاصل کرد با خانواده و بستگان و عده کمی تفنگچی در کوههای گیسکان سنگر گرفت . پس از مدتی مبارزه با اردوهای رضا شاهی که در تعقیب ایشان بودند و تقریبا" 6 ماه طول کشید بر اثر صعب العبور بودن جاده کوهستانی قشون های تعقیب کننده نتوانستند میرزا محمد خان را به قتل برسانند . به دستور رضا شاه جهت کشتن نامبرده از فردی محلی استفاده گردید.در روز 21 ماه رمضان سال 1308 شمسی موقعی که میرزا محمد خان در دشت درنگ در چادر زندگی می کرد،به او خبر دادند که قشونهای رضا شاه می خواهند به خانواده او که در امام زاده شاه پسرمرد زندگی می کردند حمله کنند. ایشان جهت دفاع از خانواده بر اسب سوار شد و در حالی که دو نفر پیرمرد او را همراهی می کردند و به طرف امام زاده شاه پسرمرد می رفت سه نفر مسلح جهت کشتن او در پشت تخته سنگی نزدیکی اما زاده شاه پسرمرد کمین کرده بودند، ناگهان یکی از آنها از پشت سر با ضرب چهار گلوله میرزا محمد خان را با زبان روزه به شهادت رسانید و قاتل، مهر اسم ایشان را به سرهنگ احمد معینی فرمانده قشونهای ذکر شده داد و سرهنگ معینی به اطلاع رضا شاه رساند که میرزا محمد خان کشته شده است. آنگاه رضا شاه بلوک بوشکان و بوسکان واقع در پشتکوه را جهت پاداش به قاتل داد و قاتل به دستور رضا شاه به تهران نقل مکان کرد. آرامگاه شهید میرزا محمد خان در جوار امام زاده شاه پسر مرد واقع در پشتکوه برازجان می باشد. شهید غضنفرالسلطنه نه تنها در بعد مبارزه و سلحشوری ایثار و فداکاری داشته است بلکه ایشان در زمینه های مختلف خدمات چشمگیری داشته است. او صد سال پیش روزنامه ندای حق را در برازجان منتشر کرد، وی بنیانگذار فرهنگ و موسس اولین مدرسه در شهر برازجان می باشد. اولین مسجد در شهر برازجان بنام مسجد قلعه با هزینه مادر ایشان ساخته شده است. جهت رفاه مردم قریه بارگاهی و ننیزک و حومه در قراء مذکور آسیاب آبی بکار انداخته بود. در زمان مشروطه خواهی 50 تفنگچی از برازجان به یاری آیت اله سید مرتضی علم الهدی به بوشهر فرستاد. شعبه ای از حزب دموکرات را که حزبی آزادیخواه و مخالف استعمار انگلیس بود در برازجان دایر نمود. او علم فقه و اصول را در شیراز نزد آیت اله محلاتی آموخته بود. ایشان شخصیتی ادیب، متدین، فرهنگ دوست و شاعر بوده است . در پایان از مسئولین محترم شهرستان دشتستان تقاضا می شود نسبت به برگزاری کنگره ایشان و نیز میدان و تندیس این قهرمان که به تصویب شورای محترم شهر برازجان نیز رسیده است عنایت فرمایند تا ما نیز همچون اکثر شهرهای کشورمان مانند شیراز، شهرهای شمال، بوشهر، خورموج که میدان و تندیس به نامهای کریم خان زند و لطفعلی خان، ستارخان و باقرخان و میرزا کوچک خان، رئیس علی دلواری، خالو حسین دشتی نموده اند، قدرشناس قهرمانان خود باشیم ومقام و منزلت آنها را گرامی بداریم.
معاون حفظ و احياي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان بوشهر گفت: عمليات اجرايي بزرگترين و طولانيترين محور گردشگري كشور روز پنجشنبه در آييني با حضور جمعي از مسولان استاني در آب بند روستاي سرقنات شهرستان دشتستان آغاز شد.

علي ذاكري در حاشيهاين آيين به خبرنگار ايرنا گفت: اين طرح با برخورداري از يك محور سواره و پياده باكاربري غالب گردشگري براساس اصول معماري اصيل ايراني طراحي شدهاست. وي افزود: فاز اول اين محور گردشگري درمسافتي بطول ۹/۹كيلومتر و بصورت پياده از پل تاريخي مشير در جاده شيراز - بوشهر آغاز ميشود و تا آب بند سرقنات ادامه مييابد طوري كه از كنار بركهها و نخلستانها ميگذرد.
وي اظهارداشت: فاز دوم نيز بطول ۱۵/۶كيلومتر در كنار كانال مسير پياده شامل پيست دوچرخه سواري است. ذاكري بيان كرد: براي اجراي اين طرح ۵۰ميليارد ريال اعتبار نياز است كه براي آغاز اجراي آن در سالجاري پنج ميليارد و ۳۰۰ميليون ريال اعتبار اختصاص يافته است. وي در خصوص مجموعههاي خدماتي و اقامتي پيش بيني شده در اين طرح گفت: پنج ايستگاه اصلي و شش ايستگاه فرعي براي احداث واحدهاي پذيرايي، اقامتي و تجاري در طول اين مسير پيش بيني شدهاست.

ذاكري اضافه كرد:اين محور از يك طرف به روستاي فارياب تنگ ارم در منطقه پشت كوه و از يك سمت نيز به شهر برازجان و سايتهاي باستاني درودگاه و از طرف ديگر به چشمههاي تلخ آب رودشور و سد رييسعلي دلواري متصل خواهد شد به نحوي كه دسترسي به محورهاي باستاني شهرستان دشتستان را آسانتر خواهد كرد. وي گفت:اين محور گردشگري پس از طي ۴۳كيلومتر بهخليج فارس ميرسد و عبور كانال روباز آب از وسط جاده از جمله ويژگيهاي جالب اين طرح است.
ذاكري با بيان اينكه اين طرح بزودي به يك خوشه گردشگري تبديل خواهد شد، افزود: اجراي اين طرح زمينه اشتغال حداقل ۱۲۰نفر را فراهم ميكند. وي،ايجادجلوههاي خاص بوسيلهروزنامههاي ديواري بامعماري خاص وبا استفاده از تركيبهاي بسيار ساده، ساخت رستوران و اقامتگاه با استفاده از لولههاي مخصوص و تركيب داربست و كانكس را از ديگر ويژگيهاي خاص اين محور گردشگري عنوان كرد. شهرستان دشتستان به مركزيت شهر برازجان، بزرگترين شهرستان استان بوشهر ازلحاظ وسعت و جمعيت داراي آثارباستاني و تاريخي وجاذبههاي طبيعي گردشگري فراواني است.
منبع:یاس نیوز
دشتستان از جمله مناطقي است كه ريشه در اعصار كهن تاريخ دارد. قديمترين نشانههاي بدست آمده از سكونت انسان در این سرزمين ، به عهد ايلامي و تمدن بينالنهرين برميگردد.دشتستان، خوشبختانه همواره مورد الطاف بيكران الهي قرار داشته است. حتي آب و هواي گرم و گاهي مرطوب آن نيز از جمله بركات الهي است كه نصيب شهروندان شده است اما آيا ما به عنوان ساكنين اين ناحيه چه تلاش درخور و شايسته اي در استفاده از اين نعمات الهي از خود نشان داده ايم؟خرما به عنوان مهمترين محصول اين اقليم گرم يكي از مهمترين استعدادهاي دشتستان، به شمار ميرود اما آيا تاكنون توانسته ايم كه در ارتقاء كيفيت و بازار يابي داخلي و يا جهاني براي اين مهمترين فرآورده استاني موفقيتي كسب نمائيم؟ مگر نه خداوند باريتعالي در قبال اين اقليم سوزان چنين نعمتي را به ما عطا كرده است؟و نيز آيا توانسته ايم از اين همه منابع سرشار هيدروكربوري كه به صورت نفت و گاز در زير اراضي کوهستانی و نیز بخش دشت این شهرستان نهفته است بهره ببريم؟ پتانسيل هاي شهرستان دشتستان:1- شهرستان دشتستان با واقع شدن در زون ساختمانی رسوبی زاگرس با رخنمون سازندهای زمین شناسی متعلق به دوران اول زمین شناسی تا عصر حاضردرون و نیز بر روی اراضی آن سرشار از ثروت عظیم خدادادی است که قریب به 270 میلیون سال پیش تا کنون! میزبان آن بوده است.تاقدیسهای بزرگ گیسکان، نرگسی دشتستان، با برخورداري از منابع عظيم نفت وگاز و میتواند به عنوان اصلي ترين قطب انرژي در چرخه اقتصادي كشور به شمار مي آيد.با وجود اینهمه نعمت سرشار محصور در اراضی زیرزمینی دشتستان که بسیاری از کشورهای اقتصادي جهان فاقد ذره ای از آن می باشندچگونه میتوان لقب این "شهرستان ثروتمند" را" محروم" نام نهاد!؟مدتی است که به واسطه این مخازن عظیم هیدروکربوری شاهد تحولی شگرف در ناحیه عسلویه هستیم و این تحول را هم در ساختار فیزیکی طبیعت و هم در ساختار اقتصادی منطقه به وضوح می توان مشاهده نمود و بزودی به عنوان زرخیزترین مناطق اقتصادی جهان به شمار خواهد رفت.حضور میادین نفت و گاز در ارتفاعات دشتستان نیز همین قابلیت را داراست.2- از انچه که ما شاهدیم حضور انواع سنگها و کانیهای تبخیری و شیمیائی بر روی ارتفاعات استان از منطقه دالکی تا ناحیه شرق برازجان همه دال بر وجود منابع فراوان سنگهای آهکی رسی مارلی و گچی است که در کل سطح دشتستان پراکنش دارند. انواع سنگهای لاشه و ساختمانی اهکی و نیز سنگ گچ و همچنین وجود مارل به عنوان مواد اولیه سیمان از دیگر ثروتهای خداد ادی است که از دیرباز مورد استفاده مصالح ساختمانی قرار می گرفته است و امروزه توانائی و تکنولو ژی استفاده از این منبع سرشار برای تولید سیمان در چندین نقطه شهرستان وجود دارد.3- و نیز وجود انواع خاکهای مرغوب محصولات کشاورزی از دیگر ثروت های الهی است که امروزه مردم ونیز شهرستان دشتستان را نسبت به بسیاری از استانهای کشور برخوردار نموده است.با وجود سطح کم استان نسبت به استانهای جنوبی کشور و تولید بالای محصولات کشاورزی بویژه خرمای دشتستان تولیدات کشاورزی استان را در سطح بالاتری قرار داده است.4- شهرستان دشتستان از مناطق کهن ایرانزمین بشمار می آید. وجود آثار تاریخی و باستانی متعددی از جمله متعلق به هخامنشیان ، عیلامیان و ساسانیان، در نواحی پشتکوه ، برازجان و دهقاید و درودگاه، همه حاکی از ارزش و اهمیت والای این شهرستان در دوران ایران باستان است. کاخهای زیبای هخامنشی در برازجان و درودگاه نشان از جایگاه والای تاریخی این سرزمین بشمار می اید که امروزه میتوان با حفاظت آنها زمینه را برای توسعه فرهنگی و گردشگری این مناطق مورد استفاده قرار داد. تمرکز و نزدیکی این اثار به یکدیگر از جمله استعدادهای صنعت گردشگری تاریخی دشتتستان است که تا کنون متاسفانه مورد بی مهری قرار داشته است.و براستی از خود بپرسیم :با وجود اینهمه ثروت خدادادی چه به صورت زیرزمینی و چه به صورت سطحی ایا شهرستان دشتستان، همچنان شایسته این صفت نازیبای" محروم " است؟بیان برخورداری از غنای فرهنگی و برتری اجتماعی مردمان و ساکنین استان بوشهر مقوله ای است که بر خلاف توانمندیهای بالقوه و بالفعل اقتصادی استان نیاز به بحث ندارد.برخورداری امروزی برخی استانها و کلانشهرهای کشور لزوما نه مرهون تلاش و همت و غنای فرهنگی و یا اقتصادی ساکنین آن مناطق بوده و هست بلکه عموما مدیون پادشاهان و دولتمردان روزگارانی بوده است که این مناطق را که عموما فاقد سکنه یا دارای بومیانی بدون پیشینه تاریخی مهم و موثری در تاریخ این مرز و بوم بوده اند به عنوان تختگاه سلطنتی خویش برگزیده اند و پیشرفت های اقتصادی امروزین ایشان نیز بدلیل تمرکز جمعیت در کنار دولتمردان میباشد.ولی تاریخ این استان و بویژه شهرستنان دشتستان، گویای آنست که بر خلاف دیگر مناطق کشور این غنای فرهنگی همواره مرهون مردمانی ادیب عالم و سختکوش و روشنفکری بوده است که زکات علم خویش را نشر آن می دانسته اند که در این مختصر مجالی برای شرح حال بزرگان تاریخ این شهرستان نمیباشد . وقت آنست:با نگرشی جامع روشن دقیق و دلسوزانه بر کلیه پتانسیل های موجود در دشتستان و با توجه به توانمندیهای خویش به فکر ارتقاء و اعتلای فرهنگ و اقتصاد و نام این مرز و بوم به جا مانده از پیشینیان پرتلاش و بزرگوار خویش باشیم. اگر در طول تاريخ وارث تصمیمات نابخردانه برخی بوده ايم، از این پس با هشیاری، خودباوری و تلاش به فکر توسعه همه جانبه این شهرستان توانمند و برخوردار باشیم.و آنچه را شایسته مردمان بزرگواردشتستان عزیز است تقدیم داریم.در عرصه هاي پيشين تاريخي، هر چند موقعيت استان بوشهر مورد توجه دولتمردان از لحاظ سياسي، اقتصادي و نظامي بوده است، اما مردمان سخت كوش دشتستان، عموما عناصري فراموش شده به شمار مي آمدند. امروزه دشتستان، چه در زمينه منابع معدني و چه در زمينه صنايع نفت و گاز مي تواند يكي از برترين استانهاي كشور در الگوي پيشرفت و توسعه قلمداد شود.آنچه این دشتستان و نیز استان بوشهر، بدان نیازمند است مدیران لایق شایسته آگاه و متخصصی است که با مدیریت بخردانه و با استفاده از نظرات کارشناسان با تدوین برنامه های توسعه ای و با ترسیم چشم اندازی برجسته از آینده این استان راه را برای مشارکت افکار و نوآوریهای جدید فراهم نموده و با استفاده از امکانات و استعدادهای انسانی و ابزاری در اینده ای نزدیک تحولی عظیم را در شهرستان برخوردار و توانمند دشتستان ایجاد نمایند.
با تشکر از نگارنده مطلب:آقای دکتر سید مهدی مهدوی مرتضوی
دشتسون دیر(1) تو هر شو مو و پلورده(2) و توو(3)
تَش و چاله ی دلمو ای چشَل غرقه وِ اُو
تیرِ مرزنگَل(4) خیسم که مثه گُرد(5) و شهار
درخَسن(6) دور چشُم تا که نواوو خَسِ خو
کُفه ی(7) خشک و دلِ لیوه ی(8) وَه جیره(9) زنم
سینه ی کم نفس و سی غمِلِت عینه گُراُو(10)
لِغَت(11) و فِحتَ له(12) مَشتی(13) که دله خین و کَلو
میزنه تو کُم و سینه م تا خُشَم(14) واوو ولو
فکر مخشوش(15) مو و خواردن لُک(16) تو خَشه مَل(17)
( خضر و وادی و غنی، قعله و هر مَحله ی نو
خَشَم چاه وَیَل و پاپری و تُل جووَری )
ای مجالِش(18) مو بدُم لُکه(19) میره تنب گُراو (20)
( آرمه ی کیلی و شه پهنک و چیل چیله غُرو
تیرمه بازی و الختور و کمی هم مُچه گاو
خرمنُم چن منه و سمه سفیدو مو کی یُم
شَده و گَل گلینا )(21) سی تُپی بارون تَک و دو
قاره ی(22) ( مندو و محدو و سمیلو و عواس )(23)
رُپ رُپ پای بچه یل تو کیچه تا موقیه خو
الغرض غصه ی دیریه تُو و غُروَت(24) تحل(25)
می گیره جونه مونه روزَل افتو وی و شو
دل مثه کله ی خرما و غمل عینه گنک(26)
یا دَمه چاله ی(27) موری یه دونی گندم و جو
یا مثه گنجَله شیری(28) که روزل گل(29) می زنن
دوره لوده ی(30) چکینه(31) یا کلیک(32) و درفه(33) دوشو(34)
رحم و موروَت که ندارن نمی فهمن مو چه مِه
یا چدارم(35) میکنن یا می کنن پامه پغو(36)
-1 دوری 2 - هذیان 3 - تب 4 - مژگان 5 – برگ درخت خرما 6 – دری که با چوب یا خار ساخته شود 7 - سرفه 8 - دیوانه 9 – داد و فریاد 10 – گودالی که آب باران در آن جمع شود 11 - لگد 12 – مُشت ها 13 – محکم – پر قدرت 14- خودش 15 – پریشان - درهم 16 - ولگردی 17 – محله های برازجان 18 - فرصت 19 – حالتی بین راه رفتن و دویدن 20 – محلی در شرق برازجان و در دامنه ی کوه 21 – بازی های محلی برازجان 22 – فریاد – صدای بلند 23 – اسامی ( ماندنی، محمد، اسماعیل و عباس ) 24 - غربت 25 – تلخ - شرنگ 26 – مورچه ی ریز 27 – سوراخ – محل زندگی مورچه ها 28 – زنبور بزرگ و قرمز رنگ 29 – ازدحام - زیادی 30 – ظرفی بافته از شاخه ی انگور که برای حمل این میوه از آن استفاده می شود. 31 – آغشته به شیرینی 32 – دبه – ظرفی که در آن روغن یا شیره کنند 33 - ظرف 34 – شیره ی خرما - دوشآب 35 – بستن دو پای انسان یا مرغ و غیره با طناب یا ریسمان. با فاصله ی کم. به نحوی که به زحمت راه برود. 36 – دو پا را بدون فاصله و محکم بستن. غُل
نگارنده : علیرضا ضرغامی
در سال 1327 هجری قمری یعنی شش سال قبل از جنگ جهانی اول بر اثر مداخلات کنسول گری انگلیس در امور داخلی بندر بوشهر شهید غضنفرالسلطنه برازجانی از رئیس علی دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زائرخضرخان اهرمی دعوتی به عمل آورد در برازجان و ائتلافی علیه کنسول گری انگلیسی تشکیل داد که در این خصوص در کتاب قیام جنوب در جنگ جهانی اول صفحه 96 گزارشی از کنسول گری انگلیس در بوشهر به لندن نوشته شده است. بعد از ائتلاف ذکر شده کنسول گری انگلیس اتحادی از دوستان انگلسی علیه غضنفر السلطنه بوجود آورد. در سال 1333 هجری قمری با شروع جنگ جهانی اول و اشغال بوشهر توسط قشون تجاوزگر انگلیس با توجه به مجاهدتها و ایثارگری های شهید رئیس علی دلواری علیه انگلیسی ها و به شهادت رسیدن آن مرحوم در جنگ تنگک دشمنان انگلیسی یعنی میرزا محمد خان برازجانی، شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زائرخضرخان اهرمی تصمیم گرفتند که در جنگ کردن با قشون انگلیس مصمم تر شوند این بود که میرزا محمد خان برازجانی با سیصد تفنگچی از برازجان عازم سربست چغادک شد. در نزدیکی روستای خوشاب که لشکرگاهی تشکیل داده بود به سپاهیان چنین گفت: ای مردم ما میخواهیم برای دفاع از وطن و دین به جهاد دشمنان (قشون انگلیس) برویم ممکن است همه ما کشته شویم هرکسی شهادت را قبول دارد با من به محل نبرد بیاید وهرکس به عللی نمی تواند به خانه خود برگردد. همه سپاهیان گفتند: باتو می آییم و با سپاه انگلیس مبارزه خواهیم کرد.
آنگاه میرزا محمدخان با سیصدنفر تفنگچی دشتستانی عازم سربست چغادک شد. از طرف دیگر زائرخضرخان اهرمی و شیخ حسین خان چاه کوتاهی با عده ای تفنگچی وارد سربست چغادک شدند. مجاهدین در سربست چغادک به سنگر سازی مشغول شدند و سنگرهای خود را به صورت مارپیچ ساختند به این ترتیب که در قسمت شرقی سنگر زائرخضرخان اهرمی، درشمال سنگر شیخ حسین خان چاهکوتاهی و در مرکز سنگر میرزا محمدخان برازجانی قرار گرفت و با سپاهی منظم آماده جنگ شدند. از سوی دیگر مقامات انگلیسی که با شهادت رسیدن رئیس علی دلواری بوشهر را اشغال کرده بودند با خبر شدند که مجاهدین برای دفاع از کشورشان در محل سربست چغادک جمع شده اند و تصمیم دارند راه را بر افسران انگلیسی وسربازان هندی ببندند. و مانع رفتن قشون انگلیس به برازجان شوند. قشون انگلیس برای مقابله با مجاهدین از بوشهر وارد سربست چغادک شد و بدین ترتیب جنگ در سربست چغادک شروع شد. سپاه انگلیس که توپ و تانک و زرهپوش همراه داشتند سنگر مجاهدین را زیر آتش توپ و تانک قرار دادند، سواره نظام و پیاده نظام آنها به سنگرهای مجاهدین حمله کردند و مجاهدین برای مبارزه با دشمن از تفنگ و سلاحهای سرد مانند نیزه و خنجر و کارد کمر استفاده میکردند. مجاهدین با مقاومت شدید جنگ را ادامه میدادند. پس از چند روز جنگ و نبرد بر اثر برتری سلاح دشمن، ابتدا سنگر شرقی (زائرخضرخان اهرمی) به تصرف انگلیسی ها درآمد و فشار جنگ بر روی سنگر شمالی (شیخ حسین خان چاهکوتاهی) و مرکز سنگر (میرزامحمد خان برازجانی) بیشتر شد. سنگر شمالی بعد از چند روز مبارزه نیز دست از جنگ کشید و سنگر میرزا محمدخان جنگ را ادامه می داد. دو مجاهد دیگر به سنگر میرزا محمدخان پیوستند انگلیسی ها سنگر های خالی را گرفتند و سنگر میرزامحمدخان را زیر آتش توپ و تانک و زرهپوش قرار دادند. پس از چند روز جنگ و نبرد که منجر به شهادت رسیدن برادر میرزا محمدخان گردید و ایشان شجاعانه با قشون انگلیس می جنگید، مسترچیک کنسول انگلیس در بوشهر پس از نوشتن نامه ها به میرزامحمدخان که بتواند کاری کند که ایشان سنگر را رها کند موفق نشد. بنابراین همراه با دریا بیگی عازم سربست شد و نزد میرزامحمدخان آمد و به او گفت هفتاد هزار لیره انگلیسی به تو می دهم جهت غرامت جنگ، دست از جنگ بردار. میرزا محمد خان گفت: اگر هفتاد میلیون لیره هم بدهید دست از جنگ نمی کشم. جز ترک بوشهر و لاغیر و به او گفت من برای پول به اینجا نیامده ام. من برای دفاع و استقلال کشورم آمده ام و زمانی سنگر را ترک می کنم که توپ و تانک شما روی جسدم عبور کند. قشون انگلیس بعد از شنیدن این خبر سنگر میرزا محمد خان را زیر آتش توپ و تانک قرار دادند میرزا محمد خان بعد از چند روز جنگ و مقاومت به اصرار تنی چند از همراهان از سنگر بیرون آمد.
و به طرف احمدی عقب نشینی نمود و توانست در شور احمدی به کمک دو تن از مجاهدین دیگر به نام علی بیگ خوشابی و محمدحسین بیگ خوشابی با سپاه انگلیس که در تعقیب او بودند به مبارزه بپردازد. بعد از این نبرد میرزا محمد خان جهت جمع آوری سپاه به برازجان عزیمت نمود. زائرخضر خان اهرمی به خائیز و شیخ حسین خان چاهکوتاهی به بلوک پناهنده شدند و پس از مدتی مبارزه با قشون انگلیس که در تعقیب آنها بودند به شهادت رسیدند و چون سپاه انگلیس قصد داشت برای رفتن به شیراز از جاده برازجان عبور کند، بنابراین میرزا محمدخان را مورد تعقیب قرار داده با سپاهی عظیم به فرماندهی کلنل گریکسن وارد برازجان شدند و در منطقه ای بنام قنات سالم خانی نزدیک دهقاید اسکان نمودند. میرزامحمدخان برای اینکه بتواند سپاهیان انگلیس را مورد شبیخون قرار دهد و مانع رفتن آنها به شیراز شود به لرده که مکانی کوهستانی و نزدیک جاده شیراز بود رفت و شبها به سپاهیان انگلیس شبیخون می زد و تعدادی از قشون آنها را از بین می برد و خطوط تلگراف و راه آهن انگلیسیها که ارتباط بین برازجان و بوشهر بود تخریب می نمود که دراین رابطه در کتاب اسناد جنگ جهانی اول صفحه 180 تلگرافی از نمایندگی بریتانیا در بوشهر به میرزا محمد خان برازجانی نوشته است بدین منظور که غضنفرالسلطنه را دشمن انگلیس نام برده و ایشان را متهم به تخریب خطوط تلگراف انگلیسیها کرده است و مبلغ چهل هزار تومان متعلق به میرزامحمد خان را که در بانک شاهی داشته جهت خسارت وارده ضبط و مصادره نموه است هدف دیگر میرزا محمدخان ازرفتن به لرده این بود که نزدیک جاده شیراز باشد تابتواند مانع از رفتن سپاه انگلیس به شیراز شود. قشون انگلیس جهت تعقیب وقلع و قمع غضنفرالسلطنه باسپاهیانی عظیم به فرماندهی ژنرال السمی و کاپیتان والاس و میجرفرنکر از برازجان عازم لرده شدند و پس از پیمودن جاده کوهستانی به لرده رسیدند و آماده جنگ شدند مردان وزنان لرده ای به پشتیبانی از میرزامحمدخان با سپاهیان انگلیس آماده نبرد شدند که از آن دلاوران می توان حاجی و فرهاد فرزندان رئیس ملک – مشهدی علیباز- رئیس حسین – غلامرضا –نظام واز زنان جنگجو – سوگل –جانی – سلطان و گل عنبر را نام برد به این ترتیب میرزا محمدخان در لرده دارای سپاهی شد و با قشون انگلیس آماده رزم شد و جنگ لرده آغاز شد. در جنگ لرده قشون انگلیس با توپ و مسلسل و تفنگ سپاه میرزامحمدخان را مورد حمله قرار می داد و میرزامحمد خان با کمک یاران سلحشور لرده ای با قشون انگلیس می جنگید. پس از چند روز جنگ خونین و هولناک میرزا محمدخان و جنگجویان لرده ای توانستند 100نفر از سپاهیان انگلیس را از بین ببرند. در جنگ لرده تعدادی از یاران میرزا محمدخان شهید شدند. غضنفرالسلطنه جهت جمع آوری سپاه و جنگ مجدد با سپاه انگلیس به روستای رود فاریاب که درآنجا قلعه ای داشت عزیمت نمود قشون انگلیس میرزا محمد خان را تعقیب نمودند، پس از رسیدن سپاه انگلیس به رود فاریاب جنگ سختی میان یاران میرزا محمدخان و سپاهیان انگلیس در گرفت انگلیسیها برای پایان دادن جنگ و دستگیر کردن غضنفرالسلطنه قلعه رود فاریاب را که میرزامحمدخان در آن مشغول جنگ بود به توپ بست.
تعداد زیادی از مردم شهر برازجان در حاشیه برگزاری نماز باشکوه و پرعظمت عید سعید فطر در گفت و گو با خبرنگار یاس نیوز خواستار معذرت خواهی استاندار بوشهر از توهین به مردم شهر برازجان شدند. آنها می گفتند که توهین به شهرداری که نمایندگان مردم در شورای شهر انتخاب نموده اند توهین به شعور سیاسی مردمی است که به آنها رای داده اند. برخی هم می گفتند مگر اخلاقی با تحصیلات مرتبط با حوزه شهرسازی و سابقه مدیریت در شهرداری چه تفاوتی با پی بست داشت که حتی بدون سابقه مدیریت شهری و تحصیلات عالیه به صورت غیرقانونی با انتصاب آقای افراشته به شهرداری برازجان آمد و آرامش را از مردم و فرهیختگان شهر سلب نمود. عده ای هم می گفتند که اگر آقای استاندار از این عمل خود معذرت خواهی نکند تجمع به راه می اندازند و بیانیه صادر می کنند. برخی هم مطالبی نگاشته اند و به مطبوعات محلی داده اند.
باید منتظر بود و دید که این مردم آگاه در روزهای آینده چه رویه ای را برای جلوگیری از تکرار چنین اعمال ناشایستی در پیش خواهند گرفت
منبع:یاس نیوز
جمعه 13/7/86 بعد از راهپیمایی روز جهانی قدس و نمازجمعه؛ ساعت 30/13 تا 17 و در محل دفتر فرماندار دشتستان، اعضای شورای اسلامی شهر برازجان با استاندار بوشهر دیدار و گفتگو کردند. در این جلسه که فرماندار دشتستان و دکتر شجاع نماینده دشتستان در مجلس شورای اسلامی حضور داشت ابتدا رئیس شورای برازجان در 20 مورد سخنانی ارایه کرد، سپس اعضای شورا نیز هر یک نقطه نظرات خود پیرامون مشکلات شهر را مطرح کردند. در ادامه شهردار برازجان نیز طرح ها و برنامه های خود را تشریح کردند سپس فرماندار نیز سخنانی ایراد کرد و پس از آن دکتر شجاع برخی مسایل و مشکلات شهر برازجان را مورد اشاره قرار داد. در پایان نیز استاندار بوشهر طی سخنانی
در خصوص مسایل و مشکلات مطرح شده توضیحاتی ارایه دادند و در برخی موارد قول های مساعدی نیز برای پی گیری یا اختصاص اعتبار به حاضرین دادند. خلاصه سخنان و مسایلی که توسط هر یک از حاضرین در جلسه مطرح شد به شرح زیر می باشد:
گرمسیری رئیس شورای شهر برازجان:
1ـ آقای استاندار بی مهری های جنابعالی دل ما را رنجانده است؛ طی پنج ماه گذشته حداقل 10 بار با رئیس دفترتان تماس گرفته ایم یا حضوراً به دفترتان مراجعه
جنابعالی ولی به ما وقت نداده اند! شاید جرم ما این بوده که برازجانی هستیم یا شهردار انتخابی ما باب طبع استاندار نبوده!
2ـ بزرگترین مشکل شهر ما طرح جامع شهری است که اجرای این طرح و خانه هایی که تخریب
می شوند هزینه های بسیاری را می طلبد که ما اعتبار آن را نداریم.
3ـ ماشین آلات شهرداری فرسوده است و خدمات شهری با مشکل مواجه است.
4ـ استان بوشهر 17 اتوبوس سهمیه داشته است که فقط 3 اتوبوس به برازجان داده شده و مابقی به بوشهر؛ چرا در توزیع اعتبارات و امکانات رعایت عدالت نمی شود!
5ـ در جریان تخصیص اعتبارات نیز بی عدالتی صورت گرفته است. در حالی که به برازجان یک میلیارد و ششصد میلیون تومان داده شده به شهر بوشهر 12 میلیارد تومان داده شده است، چرا نماینده دولت عدالت محور در استان بوشهر عادلانه عمل نمی کند؟
6ـ نیروی انتظامی از لحاظ مالی و ساختمانی فقیر است و نیاز به حمایت و مساعدت دارد.
7ـ شهر برازجان در فاز میراث فرهنگی و گردشگری استعداد بسیاری دارد که باید اعتبار لازم در نظر گرفته شود.
8ـ شنیده ایم راه آهن استان از مسیر برازجان
نمی گذرد؛ ترتیبی اتخاذ فرمایید این مسیر اصلاح شود و برازجان از نعمت راه آهن نیز بهره مند شود.
9ـ مسیر دره های سطح شهر نیاز به بازسازی دارد و رودخانه های سطح شهر دیوارکشی نیاز دارد.
10ـ کار احداث پل ورودی جاده گناوه و بوشهر به برازجان به کُندی پیش می رود. دستور فرمایید تسریع شود.
11ـ مؤسسات و تعاونی هایی که زمین واگذار کرده اند وظیفه داشته اند کوچه ها و خیابان ها را زیرسازی و آسفالت نمایند ولی نکرده اند و حجم وسیعی از کوچه های شهرک های جدید و محلات قدیمی خاکی است.
تقاضا داریم برای آسفالت کوچه ها و معابر بودجه ای اختصاص داده شود.
12ـ بودجه برای دفع آبهای سطحی محلات علی آباد، خضر و کلیجا
13ـ گازرسانی به شهر متوقف است. دستور فرمایید عملیات گازرسانی در برازجان فعال شود.
14ـ دانشگاه پیام نور از لحاظ ساختمانی و امکانات مشکل جدی دارد.
15ـ بحث تجزیه دشتستان هم موجب نگرانی
ماست.
آقای موسوی در این زمینه بیشتر توضیح می دهد.
ـ برای خرید املاک در مسیر اجرای طرح ها اعتبار لازم داریم.
17ـ برای دو منطقه ای شدن شهرداری برازجان همکاری فرمایید
18ـ مرقد شهدای گمنام فقط 7 میلیون تومان بودجه دارد که خیلی کم است.
19ـ تربیت معلم برازجان ساختمان نو می خواهد، اگر ممکن است در بودجه سال آینده پیش بینی شود.
20ـ فعالیت های فرهنگی در سطح شهر ضعیف است و اداره ارشاد باید تقویت شود.
سید باقر موسوی:
1ـ تجزیه دشتستان به شمالی و جنوبی غیر کارشناسی شده و به ضرر مردم شهرستان است. به جای تجزیه دشتستان درجه فرمانداری ارتقاء
یابد تا بودجه و اعتبار و پرسنل بیشتری به آن اختصاص داده شود.
2ـ شهرداری توان پرداخت هزینه جابجایی نیروهای برق یا لوله های آب را ندارد و از استاندار محترم تقاضا داریم اعتبارات لازم را پیش بینی کند.
3ـ چرا گازرسانی در شهر بوشهر فعال است ولی در برازجان کار نمی شود؟
4ـ در ایام زمستان و نوروز کوه های برازجان به سمت منطقه پشتکوه دارای مناظر زیبایی است که می تواند برای احداث تله کابین و جذب گردشگر مناسب باشد.
5ـ بودجه برای ساماندهی بازار
6ـ نرخ تضمین خرید خرما 311 تومان است که خیلی پایین وزیر قیمت واقعی خرماست.
سهیلا محمدخانی:
1ـ دیدار امروز ما با آقای استاندار از برکات دعای مردم در شب قدر است!!!
2ـ در جریان حفاری های گاز، کوچه های حسین آباد تخریب شد ولی تعمیر نشد. حق و حقوق 16شده پرداخت نشده است.
3ـ کارخانه سیمان دشتستان که حرف را در کشور می زند چرا سهام آن در تهران به فروش می رسد؟ چرا سهام آن به مردم دشتستان فروخته نمی شود؟
4ـ برازجان نیاز به جایگاه سوخت سی ان جی دارد.
شهرداری هم بابت حفاری های انجام
5ـ برازجان فقط یک ایستگاه آتش نشانی دارد که نیاز به اعتبار برای احداث یک ایستگاه دیگر داریم.
6ـ بوشهر 7 میلیارد بودجه داشته و 5 میلیارد هم جنابعالی به شهردار جدید هدیه داده اید که می شود 12 میلیارد تومان ولی به برازجان فقط یک میلیارد و هفتصد میلیون تومان داده شده است. چرا؟!
ـ بفرمایید دستاورد و سفر ریاست محترم جمهوری به برازجان چه بوده است؟
مسیب غریب زاده:
1ـ از دکتر شجاع تشکر می کنم که انصافاً فراتر از وظیفه نمایندگی اش تلاش کرده است.
2ـ ایرانجوان بوشهر و پرسپولیس برازجان در یک لیگ و یک رده بازی می کنند چرا به ایرانجوان 450 میلیون تومان و به پرسپولیس برازجان فقط 70 میلیون تومان داده شده است؟ آیا این بی عدالتی نیست؟!
3ـ مدیرکل تربیت بدنی استان خود را مدیر تربیت بدنی شهر بوشهر می داند! به ورزش شهرستانها و باشگاه های شهرستانی توجه کافی نمی شود.
4ـ فضاهای ورزش شهر کم است، زمین های باشگاه های ورزش شهرداری و کارگران نیمه کاره است و نیاز به بودجه دارد.
5ـ پارس جنوبی تیم هندبال نفت تهران را زیر پوشش برده است در حالی که تیم هندبال برازجان قهرمان کشور است و هشت ملی پوش دارد و این حق برازجان بود که زیر پوشش پارس جنوبی برود.
یوسف توکلی:
1ـ ناوگان شهری نیاز به توسعه دارد. هم اتوبوس کم داریم و هم تاکسی
2ـ بیشتر قبولی های کنکور از دشتستان است، باید به خوابگاهها و مدارس این شهرستان بیشتر توجه شود.
ـ گلزار شهداء زودتر تکمیل شود و مطالبات پیمانکار آن پرداخت شود.
4ـ همان طور که برای بوشهر 313 گام عمرانی تعریف کردید. برای شهر برازجان 124 گام عمرانی تعریف و حمایت مالی کنید.
5ـ به جای تجزیه دشتستان به مرکز این شهرستان فرمانداری ویژه بدهید.
سید اصغر طالبی
1ـ محلات محروم مثل علی آباد فضای سبز
می خواهد.
2ـ بودجه ای برای تکمیل مرقد شهدای گمنام در نظر گرفته شود.
3ـ بودجه برای دفع آب های سطحی و فاضلاب محلات علی آباد، خضر و کلیجا
عباس دهقان:
1ـ در نظر داریم پژوهشگاهی برای گرفتن
طرح ها و ایده های نخبگان و صاحبان اندیشه تشکیل دهیم که انتظار داریم استاندار محترم حمایت کنند.
2ـ مسأله زمین خواران زمین های کشاورزی اطراف برازجان پی گیری شود.
مهندس اخلاقی شهردار:
1ـ شهرکها و محلات شهر برای ارتباط به یکدیگر به 12 پل نیاز دارند.
2ـ اگر سالی 1500 متر دیوارکشی رودخانه های سطح شهر را انجام دهیم 20 سال طول می کشد تا تمام شود.
3ـ فقط خیابان شورا مبلغ 15 میلیارد تومان اعتبار خرید املاک می خواهد.
4ـ میدان ورودی دهقاید 200 میلیون تومان اختصاصی داده شده که حدود 480 میلیون لازم است.
5ـ برای خرید یک سنگ شکن بودجه می خواهیم.
6ـ قبرستان فعلی برازجان اشباع شده و طی چند ماه آینده جا برای دفن اموات نیست. برای آماده سازی قبرستان جدید 250 میلیون تومان اعتبار لازم است.
7ـ طرح شهدای گمنام 300 میلیون تومان پیش بینی شده که ما فقط هفت و نیم میلیون پول داریم.
8ـ از سازمان همیاری شهرداری ها پانصد میلیون تومان طلبکاریم، دستور بفرمایید پرداخت کنند.
9ـ به این علت که مردم قادر به پرداخت هزینه های پروانه کار نیستند در حاشیه شهر ساخت و ساز غیرقانونی زیاد شده است.
فرماندار:
1ـ الحمدالله با روی کار آمدن شورای جدید، بین شورا، شهرداری و فرمانداری هماهنگی خوبی وجود دارد.
2ـ رودخانه های فصلی خوب نگهداری نشده و پر شده است.
3ـ امور آب بابت ساخت و سازهای غیر مجاز در حریم دره ها یک مورد شکایت به دادگاه نبرده است.
4ـ در یک ماه گذشته 5 ـ 6 مورد سرقت مسلحانه در شهرستان داشته ایم که سارقین اخیراً شناسایی و دستگیر شده اند.
5ـ در شورای تأمین مصوب کرده ایم هر کس با صورت پوشیده و نقاب زده در شهر عبور و مرور می کند بزنند!
6ـ برای امنیت بیشتر در سطح شهر به تعدادی دوربین های مدار بسته نیازمندیم.
7ـ قضاوت قاطع نیستند. نیروی انتظامی می گیرد، تحویل دادگاه می دهد، فردا آزاد می شوند. یکماه پیش سارق مسلح را با اسلحه گرفته ایم بلافاصله با وثیقه آزاد شده است و دوباره سرقت مسلحانه کرده است.
دشتستان امنیت ندارند و دستگاه های امنیتی و انتظامی به شدت با آنها برخورد می کنند.
دکتر شجاع:
1ـ شهر توسعه بی رویه پیدا کرده و باید برای جلوگیری از این مسأله و هم جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت زمین در برازجان، شهرکهای جدیدی مثل عالی شهر در اطراف برازجان ایجاد شود.
2ـ چرا شورا و شهرداری ترتیبی اتخاذ نمی کنند تا شهر توسعه عمودی پیدا کند و اینقدر توسعه افقی نداشته باشد؟
چرا مشاور طرح تفضیلی شهر اجازه ساختمان های بالاتر از سه طبقه را نمی دهد؟
3ـ پی گیر هستیم طرح فاضلاب شهری برازجان در کشور ردیف دار شود و بودجه بگیرد.
4ـ شبکه لوله کشی آب برازجان 30 درصد پرت آب دارد که باید شبکه اصلاح شود.
5ـ مشکل توقف عملیات گازرسانی در سطح کشور است و دولت با مشکل پول و اعتبار روبرو است ولی من پی گیری می کنم.
6ـ راجع به مشکل صدا و سیما در برازجان من با مدیرکل بوشهر صحبت کرده ام و قول داده اند تا آذرماه پوشش تلویزیونی در برازجان خوب بشود.
7ـ بحث تجزیه دشتستان تا آنجا که من اطلاع دارم نه جدی است و نه عملی!
8ـ از پارس جنوبی مبلغ 200 میلیون تومان برای دانشگاه های دشتستان گرفته ایم.
9ـ 15 میلیون تومان برای هندبال برازجان از پارس جنوبی گرفته ایم.
10ـ سایر مسایل که مطرح شد قبلاً با آقای استاندار مرور کرده ایم و ایشان توضیح می دهند.
استاندار بوشهر:
1ـ از بابت طولانی شدن وقت ملاقات و اینکه تا استانداری آمدید و نتوانستم خدمت شما باشم عذرخواهی می کنم.
2ـ سال های زیادی از زندگی و تحصیل
من در برازجان بوده و خود را مدیون این شهر می دانم.
3ـ مردم را در خصوص مشکلات و مطالباتشان توصیه به صبر می کنم! همه مشکلات یک شبه یا یکساله حل نمی شود.
4ـ اولویت کارهای من دو چیز است:
یک عمران شهری و دیگری دانشگاهها. از وقتی که آمده ام هم روی این دو مورد کار ویژه
کرده ام.
5ـ برخی کارها و مشکلات پول نمی خواهد، مدیریت می خواهد. من حاضرم یک هفته شهردار برازجان شوم و با همین اعتبارات و همین پرسنل و امکانات شهردار متحول کنم.
6ـ اگر من می خواستم شهردار انتخاب کنم آقای اخلاقی را انتخاب نمی کردم. شهر برازجان خیلی کار دارد و من ایشان را که دوست من هم هستند و خیلی هم برایشان احترام قایل هستم در حد شهرداری برازجان نمی بینیم.
7ـ با اینکه میانگین 70 درصد بودجه های امسال تخصیص می یابند ولی اگر آقای شهردار پروژه هایش را سریع اجرا کند من 100 درصد بودجه شما را تخصیص می دهم.
8ـ مسأله راه آهن را پی گیر هستم.
9ـ برای گازرسانی اعتباری در نظر گرفته شده و به زودی عملیات گازرسانی فعال می شود.
10ـ از بین مجموع نمایندگان استان، دکتر شجاع بیشترین وقت را برای پروژه های ملی گذاشته است و با ما خیلی همکاری داشته، با همدیگر پیش خیلی از وزرا و مسؤولین کشوری رفته ایم و مسایل را پی گیری کرده ایم که از ایشان تشکر می کنم.
11ـ برای دانشگاه های کشاورزی و پیام نور برازجان اعتباری در نظر گرفته بوده ایم که دانشکده کشاورزی فقط یکصد میلیون تومان بوده است.
12ـ برای ایجاد پتروشیمی در برازجان به اتفاق آقای دکتر شجاع خیلی پی گیری کرده ایم، به جاهایی هم رسیده ایم ولی جواب قطعی را یکماه دیگر به ما می دهند.
13ـ بیمارستان برازجان در اولویت ویژه کارهای ماست و امیدواریم به سرعت کارهای ساختمانی آن آغاز شود.
14ـ شهردار برازجان هم 313 گام عمرانی ـ فرهنگی برای شهر تعریف کند. من هم حمایت می کنم.
15ـ هزینه کنکور نخبگان را از طریق بسیج می پردازیم و کسانی که رتبه یک رقمی بیاورند را بورسیه می کنیم.
16ـ برای پی گیری مشکلات مطرح شده و مصوبات این جلسه هر 45 روز یک جلسه ویژه با شورای برازجان و مسؤولین زیربط برگزار می کنیم.
17ـ یک شهرک الحاقی برای برازجان در نظر گرفته ایم و بررسی مقدماتی هم انجام شده است.
18ـ به میمنت این روز مقدس و این جلسه یک و نیم میلیارد تومان برای شهر برازجان در نظر می گیرم. شهردار محترم طرح ها را بیاورد تا دستور تأمین اعتبار آنها را صادر کنم.
8ـ از مجموعه نیروهای دادستانی راضی هستیم. قاطع عمل می کنند ولی برای دادگاهها باید فکری شود.
9ـ فردی که 17 مورد تخلّف دارد و فردی را برای عمل منافی عفت دزدیده است، اگر مفسد فی الارض نیست، پس چه کسی مفسد است؟ احکام دستگاه قضایی متناسب با جرم نیست.
10ـ امروز با افتخار اعلام می کنم اشرار در 7ـ با اینکه میانگین 70 درصد بودجه های امسال تخصیص می یابند ولی اگر آقای شهردار پروژه هایش را سریع اجرا کند من 100 درصد بودجه شما را تخصیص می دهم.
8ـ مسأله راه آهن را پی گیر هستم.
9ـ برای گازرسانی اعتباری در نظر گرفته شده و به زودی عملیات گازرسانی فعال می شود.
10ـ از بین مجموع نمایندگان استان، دکتر شجاع بیشترین وقت را برای پروژه های ملی گذاشته است و با ما خیلی همکاری داشته، با همدیگر پیش خیلی از وزرا و مسؤولین کشوری رفته ایم و مسایل را پی گیری کرده ایم که از ایشان تشکر می کنم.
11ـ برای دانشگاه های کشاورزی و پیام نور برازجان اعتباری در نظر گرفته بوده ایم که دانشکده کشاورزی فقط یکصد میلیون تومان بوده است.
12ـ برای ایجاد پتروشیمی در برازجان به اتفاق آقای دکتر شجاع خیلی پی گیری کرده ایم، به جاهایی هم رسیده ایم ولی جواب قطعی را یکماه دیگر به ما می دهند.
13ـ بیمارستان برازجان در اولویت ویژه کارهای ماست و امیدواریم به سرعت کارهای ساختمانی آن آغاز شود.
14ـ شهردار برازجان هم 313 گام عمرانی ـ فرهنگی برای شهر تعریف کند. من هم حمایت می کنم.
15ـ هزینه کنکور نخبگان را از طریق بسیج می پردازیم و کسانی که رتبه یک رقمی بیاورند را بورسیه می کنیم.
16ـ برای پی گیری مشکلات مطرح شده و مصوبات این جلسه هر 45 روز یک جلسه ویژه با شورای برازجان و مسؤولین زیربط برگزار می کنیم.
17ـ یک شهرک الحاقی برای برازجان در نظر گرفته ایم و بررسی مقدماتی هم انجام شده است.
18ـ به میمنت این روز مقدس و این جلسه یک و نیم میلیارد تومان برای شهر برازجان در نظر می گیرم. شهردار محترم طرح ها را بیاورد تا دستور تأمین اعتبار آنها را صادر کنم.
قابليتهاي بيشتر شهروند الكترونيك براي استخدام در مشاغل مناسب و دلخواه، هزينههاي كمتر زندگي وي نسبت به بك شهروند عادي، ايجاد احساس با ارزش بودن و تبديل والدين سر درگم به والدين آگاه به عنوان فواد ديگر شهروند الكترونيك محسوب می گردد. آموزش و ایجاد شهر الکترونیکی لازم و ملزوم یکدیگر هستند و در آینده نزدیک با سازمان های الکترونیکی متعددی مواجه خواهیم شد که پرداختن به آنها نیازمند آموزش و مهارت های لازم در این زمینه است. نکته مهمی که می توان در خصوص شهروند الکترونیکی به آن پرداخت، استفاده بهینه مردم از این خدمات است. آموزش های شهروند الکترونیکی مانند آموزش های ICDLدر دنیا تعریف شده و از آن تعریف هایی تحت عنوان e- citizen شهروند الکترونیکی و e- kids که مربوط به کودکان است ، یاد می شود.استاندارد e-Citizen در واقع به منظور نهادینه کردن مهارت های زندگی آنلاین (زندگی الکترونیکی) طراحی شده است.این استاندارد نه تنها مهارت های پایه ی مورد نیاز برای کار با کامپیوتر را آموزش میدهد, بلکه داوطلب را برای یک زندگی و کار به صورت فعالانه در عصر الکترونیک به طور کامل آماده میکند.به این معنی که داوطلب پس از آموزشهای لازم توانایی کار با کامپیوتر را داشته و در عین حال قادر است کارهای خود را با استفاده ازامکانات موجود در اینترنت انجام دهد .تحقق پروژه شهروند الکترونیکی نیازمند عزم و اعتماد مدیران و دستگاهها و اعتقاد آنها به سیستم های الکترونیکی است و مدیری که به سیستم فوق اعتماد داشته باشد در این زمینه سرمایه گذاری می کند.بسیاری از مدیران با در اختیار داشتن ابزار فناوری به صورت دکور از آن استفاده می کنند که این امر نیازمند فرهنگ سازی به صورت گسترده است. برگزاری دوره های آموزشی ویژه مدیران بسیار لازم است و باید بیشتر هزینه و وقت در این خصوص صرف شود. حوزه IT حوزه کار آفرینی است ومسلما می تواند تاثیرات بسیار شدید و موثری در منطقه تابحال محروم دشتستان از خود بر جای گذارد. . شهر الکترونیک یک شهر بیست و چهار ساعته است و امور شهری در تمام شبانه روز در جریان است. شهروندان می توانند از طریق اینترنت، هر زمان و در هر مکان به اطلاعات و خدمات آموزشی، تفریحی، تجاری، اداری، بهداشتی و غیره دسترسی پیدا کنند. در شهر الکترونیک پلیس همیشه در دسترس است شهروندان می توانند ناامنی های بوجود آمده را گزارش دهند تا در اسرع وقت مورد بررسی قرار گیرد. به علاوه از طریق وب سایت های پلیس افراد نکات ایمنی را برای مواقع ضروری می آموزند. در مواقع آتش سوزی نیز امکان دسترسی به ایستگاه های آتش نشانی در حداقل زمان ممکن وجود دارد . بنابراین وقتی اکثر کارهای روزمره را بتوان از طریق اینترنت و در منزل انجام داد زندگی بسیار راحت تر خواهد شد. از آنجا که زمان تلف شده برای انجام کارهای روزمره در این حالت تا حد زیادی کاهش می یابد، می توان از این زمان به نحو بهتری استفاده کنید. از آنجا که رفت و آمدهای شهری در شهر الکترونیک به حداقل می رسد تأثیرات مخرب وسایل نقلیه بر محیط زیست نیز کاهش می یابد و محیطی زیباتر و طبیعی تر برای زندگی شهروندان به وجود خواهد آمد. -چرا ایجاد شهر الکترونیک امری ضروری است؟ شهر الکترونیک مزایای بسیار زیادی دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود. این مزیت ها باعث می شوند که نتوان از ایجاد آن چشم پوشید. فراهم آوردن خدمات اینترنت با کیفیت و سرعت بالا برای شهروندان - فراهم آوردن کانال های آموزشی متفاوت و محیط آموزشی مادام العمر - بهبود کیفیت زندگی مردم - ارائه خدمات یک مرحله ای به شهروندان - تقویت رقابت تجاری شهر و ایجاد فرصتهای تجاری بیشتر توسط تجارت الکترونیک - ارتباط بهتر سازمان ها و ارگان های مختلف شهری - دسترسی ۲۴ ساعته به خدمات شهری - افزایش مشارکت مردم در اداره شهر- ارتباط مردم منطقه با تمام شهرها و جهان و گسترش فرهنگ و تبادل فرهنگی و جذب توریسم فرهنگی و تجاری به منطقه .
در حال حاضر استفاده از ابزارهای الکترونیکی به عنوان جزیی از زندگی روزمره جوامع تبدیل شده است.شهروندان الکترونیکی در کلیه جوامع تمام کسانی هستند که میخواهند در عصر اطلاعات یک شهروند موفق و فعال باشند . از کارکنان دولت (مستقل از محل کار و شاخه کاری) و معلمان و دبیران مدارس گرفته تا دانش اموزان و دانشجویان و زنان خانه دار و... همگی نیازمند فراگیری مهارتهای لازم برای تبدیل به یک شهروند الکترونیکی هستند. آموزش الکترونیکی، تفریح الکترونیکی، ارتباطات الکترونیکی و تراکنش الکترونیکی بهعنوان چهار جزءاصلی زندگی الکترونیکی مطرح شده است. در این رویکرد سه عامل پیش نیاز یک شهر الکترونیکی است :
1- زیر ساخت مناسب برای دسترسی به منابع اطلاعاتی به خصوص اینترنت ارزان و در دسترس.
2- امکان ارایه ی خدمات به صورت الکترونیکی به مردم یعنی وجود برنامه های کاربردی که ارایه ی الکترونیکی این خدمات را ممکن نماید .
3- مهارت لازم برای استفاده از این زیر ساختها یعنی شهروند الکترونیکی. در طرح کلان شهروند الکترونیکی برای همه، هم یادگیری است و هم کار.بايد با اتخاذ استراتژيهاي مناسب، تلاش كنيم نقش خود را در جامعه اطلاعاتي ايفا كرده و از ايجاد شكاف الكترونيك بیشتر ميان دشتستان با ساير شهرهای پیشرفته کشور و دنیا جلوگيري كنيم.تقويت بسترهاي مخابراتي مورد نياز براي اجراي بهينه این خدمات از مهمترين وظايف دولت در این مقوله می باشد. تاثيرات شهروند الكترونيكي حتي بيشتر از طرحهاي كلان دیگری است كه دولتها ميخواهند آن را ارايه كنند چون افراد را در شرايط و سنين مختلف در بر ميگيرد و خود افراد هم به اين كار مشتاق تر ميشوند. اجرای شهر الکترونیک در دشتستان خود باعث زدن جرقه ای در تمامی حوزه های اقتصاد و تجارت، کشاورزی و فن آوری کشاورزی، صنعت و بهداشت و تندرستی و آشنایی مردم با حقوق خود و بسط و گسترش دموکراسی و در نهایت کارآفرینی و بهبود خیره کننده سطح زندگی این مردم خواهد داشت. تمامی طرح هایی که تا کنون بزحمت در این منطقه با توجیهات فراوان قابل ارایه بوده است با اجرای شهر الکترونیک بصورت خود جوش اتفاق می افتد چون مردم دیگر کاملا به نیاز های خود واقفند و راهکار برآوردن این نیاز را نیز در این روش می دانند. مثل آن است که به یک نفر دوچرخه سواری آموزش دهید سپس وی را با دوچرخه در بیابانی رها کنید و اطمینان داشته باشید که وی دیگر می تواند خود بداد خود ش برسد.در گامهای اولیه بایستی «برنامهریزیها» از رویکردهای عقلانی به الگوی تعاملی تغییر جهت یابد و سیاستگذاری نیز از الگوی تکنوبوروکراتیک به الگوی شبکهای تغییر یابد تا آیندهنگاری ممکن شود. اجرای پروژههای آیندهپژوهی سه کارکرد جنبی مهم دارد: تولید دانش نظری، فرهنگسازی، و ایجاد شبکه میان سازمانها و فرهیختگان جامعه ، ایجاد مشارکت در گرو تعهد کسانی است که در این موضوع دخیل هستند. بعلاوه از دانش همه افراد نیز باید بهره گرفت و می توان گفت " محور اصلی آینده نگاری (Foresight) موضوع مشارکت است. " همچنین در این مسیر بحث سیاستگذاری نیز خیلی مهم است. برخی نهادها در حوزه سیاستگذاری باهم همپوشانی دارند و لازم است که برای جلوگیری از موازیکاری، تعامل بین این سازمانها را افزایش دهیم. در این صورت این سازمانها هم بهتر تصمیم میگیرند، هم بهتر جلب مشارکت میکنند و هم تعهد بیشتری در اجرا احساس میکنند. پس باید واقعیت ها در نظر گرفته شوند و مطابق با تحول " دانش بنیان " منطقه طی ۲۰ سال آینده ، اقدام به تدوین نمود. به سازمانها و شرکتهایی که خواهان تحولات بنیادین هستند، کمک دهیم نگاه خود را از ساختارها برگیرند و به فرایندها بیاندازند (این فرآیند در توسعه فناوری اطلاعات به مراتب تاثیرگذارترخواهد بود) بگونه ای حرکت نکنیم که از انقلاب جهانی فناوری اطلاعات عقب بیافتیم . و تنها به فکر صرف هزینه ووقت و کسب تجربه نباشیم و بی برنامگی خود را هزینه پیشرفت ندانیم. تاکید خاصی بر جاذبه های سنتی ، دستی داشته باشیم ( آیندهپژوهان اعتقاد بلیغ دارند که بشر ضمن پیشروی به سوی آینده، نوعی رجعت به گذشته، به سنتهای عصر کشاورزی را تجربه میکند. این بدان معناست که داشتههای سنتی هر منطقه از جمله صنایع سنتی و دستی آن در آینده منشاء بسیاری از فرصتهای کسبوکاری سودآور خواهند بود. ) فراموش نکنیم که در جهان آینده، محیط زیست یک ثروت حیاتی محسوب میشود؛ هر جامعهای که بتواند بهتر از این ثروت پاسداری کند، شادابتر و پویاتر خواهد بود. ( از این زاویه نیز میتوان نشان داد که کسبوکارهای نرم، به دلیل سازگاری بیشتر با محیط زیست، از محبوبیت بیشتری در آینده برخوردار خواهند بود.) ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که در حال حاضر از شهر الکترونیکی " نیو سونگدو" در کره جنوبی بهعنوان تنها شهر تمام الکترونیکی دنیا یاد میشود و بر اساس اطلاعات موجود پروژه ساخت آن در سال 2014 به پایان خواهد رسید. درباب مقبولیت پروژه بایستی به همین نکته بسنده کنیم که دشتستان ما چاره ای جز حرکت به سمت استفاده از فناوری های روز و مخصوصاً IT ,ICT ندارد و به عبارتی دیگر بایستی امکان اضافه نمودن E در ابتدای کلیه پروژه های دشتستان در تمامی عرصه ها مهیا گردد تا مانند کشورهای پیشرفته بتوانیم با آینده نگری به آینده خود و فرزندانمان امیدوار باشیم. این پروژه در نقاط دیگر کشور مثل کیش ومشهد بصورت شهر الکترونیک کیش و مشهد در حال تکوین است و بسیار بجا بود اگر در همان موقع تصویب این شهر ها به عنوان شهر الکترونیک مسئولین شهر ما نیز بجای روزمره گی مرسوم منطقه بدنبال کاشتن این نهال در دشتستان می بودند تا از موهبت های فراوان آن مردم مستحق و صبور دشتستان بهره برده و گام بسیار بلندی نیزدر جهت پیشرفت به سمت جلو بر می داشتند. هم اکنون هم که شش هفت سالی بیشتر از طرح عقب نیستیم با عزم جدی باید در جهت پیگیری آن مسئولین جدیدی که اعتقادی به اینگونه طرح های آینده نگر دارند بکار گمارده شوند تا از قافله پیشرفت بیش از این عقب نمانیم. با این وصف می توان امیدوار بود با اجرایی شدن این طرح مناطق اطراف دشتستان هم تمایل شدیدی به پیوستن به دشتستان بزرگ پیدا می کنند و روح همبستگی و اتحاد منطقه ای باعث پیشرفت تصاعدی این شهرستان و بالا رفتن ضریب امنیت و کیفیت زندگی مردم محروم دشتستان شده و بتدریج دشتستان به یک الگوی منطقه ای و فرهنگی پیشرفت و توسعه تبدیل بشود.
با تشکر ویژه از آقای مهدوی
منابع:
موج سوم نوشته الوین تافلر
گفتار آقای حمیدرضااحمدیان کارشناس فن آوری اطلاعات
بهتر است نام ننگین و جعلی "بوشهر"از این استان زیبا و زرخیر برداشته شود.
منتظر نظراتتان هستیم.
|
برازجان _ خبرگزاري ميراث فرهنگي _ حسن ظهوري _ كاوشهاي باستانشناسي در محدوده كاخ برازجان نشان داد ساخت اين كاخ نيمه تمام به فرمان كوروش كبير بوده و آثار به دست آمده در آن يادآور پاسارگاد است.
«علياكبر سرفراز»، سرپرست هيات كاوش در كاخ برازجان بوشهر با اعلام اين خبر افزود: «كاخ برازجان كاخ ناقصي است كه هرگز مسكوني نشد و كاوشهاي باستانشناسي در آن نشان ميدهد ساخت اين كاخ عظيم به فرمان كوروش كبير بوده و احتمالا با مرگ وي نيز متوقف شده است.»
به گفته وي اخلاص و ايماني كه در ساخت اين كاخ وجود داشته و ساختار آن را شكل داده، آن را با پاسارگاد و فضاهاي معنوي معماري ايرانيان قابل مقايسه كرده است.
سرفراز به ميراث خبر گفت: «كاوشهاي باستانشناسي تاكيد ميكند كاخ برازجان متعلق به كوروش كبير يا همان ذوالقرنين است.»
كاوشهاي باستانشناسي و به دنبال آن مشخص شدن بخشهايي از ساختار معماري اين كاخ، لزوم حفظ و ساماندهي آن را دو چندان كرده است.
سرفراز به ميراث خبر گفت: «در اين فصل از كاوشهاي باستانشناسي بخشي از شالي ستونها و بقاياي معماري كاخ مشخص شد كه در حال حاضر وضعيت آشفته اي دارند و بايد به سر جاي اصلي خود بازگردند. همچنين بايد تدابير حفاظتي در نگهداري آنچه كه از زير خاك بيرون ميآيد نيز در نظر گرفته شود.»
وي انجام اين اقدامات را نيازمند دريافت اعتبار كافي دانست و عنوان كرد كه تا كنون بودجه لازم از سوي سازمان ميراث فرهنگي تخصيص داده نشده است.
محدوده كاخ وسعتي نزديك به 50 در 50 متر دارد و بررسيهاي باستانشناسي نشان ميدهد سنگهاي عظيمي كه در ساخت اين بنا مورد استفاده بوده از معدني در "تنگ جير" آورده شده است. | ||
|
| ||
اختلاف فاحش بودجه دو نماینده استان در لیگ دسته دوم کشور
ایران جوان شهرداری 500 میلیون تومان، پرسپولیس برازجان 150 میلیون تومان
بودجه دو تیم ایران جوان شهرداری بوشهر و پرسپولیس برازجان که در لیگ دسته دوم کشور حضور دارند با یک تفاوت فاحش 350 میلیونی مواجه است.
در حالی که پرسپولیس برازجان که در گروه دوم این بازیها است با یک بودجه 150 میلیونی در لیگ دسته دوم کشور حضور دارد و نتایج تقریبا خوبی هم گرفته است، اما در گروه اول ایران جوان شهرداری یک بودجه 500 میلیونی را برای تیم خود تعیین کرده است که معادل هزینه های یک تیم لیگ دسته یکی است.
اینکه چرا همچنین بودجه ای برای یک تیم لیک دسته دومی بسته شده جای سوال دارد که شهردار و شورای شهر بوشهر باید پاسخگوی آن باشند.
لازم به ذکر است که بودجه تیم ایران جوان شهرداری از محل عوارض و پرداختی های مردم به شهرداری است و تفاوت 350 میلیونی بسیار جای حرف و حدیث دارد. برخی معتقدند که شهردار بوشهر هیچ نظارتی بر هزینه کرد تیم ایرانجوان ندارد و واسطه هایی در این میان با بستن قراردادهای سنگین و هزینه های فراوان باعث بالا رفتن هزینه های ایرانجوان میشوند.
اولا می خواستم به دوست عزیزم در وبلاگ "بوشهری" بگم که شما با مطالعه و تحقیق در کتب بعضی نویسندگان محلی(الان حضور ذهن ندارم که کدام؟) و رجوع به به نسل های ساکن در بندر بوشهر خواهید دریافت که نژاد عرب هم در آنجا ساکن بوده اند.
دوما می خواستم به آقای جعفری عزیز هم بگویم ما برازجانیها اصولا هیچ اختلافی با مردم بوشهر نداشته ایم بلکه آنان خود با بی مهری آشکار و نوعی خصومت خاص مارا همیشه تحقیر و مورد توحین خود قرار میدهند(بعضی جوک ها را من از زبان خود بوشهری ها شنیده ام).ما نیز ساکت ننشسته و از همان جنبه به آنها گاهی جواب هایی می دهیم(خصومت نسبت به مردم بوشهر و شهر بوشهر را حدودا ۶۰٪ مردم برازجان پیدا کرده اند).
سوما می خواستم از بینندگان گرامی این وبلاگ بخواهم که با هر شرایط سنی و تحصیلی نظر خود را در رابطه با اینکه"چرا مردم بوشهر هیچ گونه مقاومتی در برابر استعمار انگلیس انجام ندادند؟" را ابراز بدارند
با تشکر فراوان از همه منتقدین و بینندگان وبلاگ
با توجه به موقعیت طبیعی و استراتژیک دشتستان در منطقه جنوب ایران ، این شهر در ادوار گذشته بیش از پیش مورد توجه پادشاهان و سلاطین بوده ، به طوری که سابقه دیرینه اش حتی به پیش از عصر هخامنشی می رسد و ریشه در عصر ایلام دارد .
این مطلب را بقایای کاخ زمستانی کوروش ( 529-559 ق-م ) ثابت می کند . ته ستون ها و سر ستون های یافت شده در(تل مو ) که تلی است معروف و باستانی از روزگاران ایلامیان ، تشابه بسیاری با ستون های تخت جمشید و شوش دارند . این کاخ در سال ( 529 ق.م) به دستور کوروش ، پادشاه مقتدر ایرانی بنا شد و از لحاظ دومین کاخ هخامنشی پس از کاخ پاسارگاد به حساب می آمد و هدف کوروش از بنای این کاخ تسلط یر سرزمین های جنوب ایران و نظارت بر پهنه خلیج فارس بود . علاوه بر این کاخ ، بقایای کاخ دیگری به نام کاخ سنگ سیاه در 12 کیلومتری برازجان و در حاشیه رودخانه در سال 1350 توسط هیات باستان شناسی به سرپرستی آقای علی اکبر سفراز کشف شد که آن نیز مربوط به عصر هخامنشی است . بقاییای بازمانده در دو سوی رودخانه آردو ( رودخانه ای بجا مانده از دوران ایلامی ها و شاید قبل از ایلام که اکنون به صورت مسل در آمده و خشک است ) و تل پهن ( تلی است تاریخی مشرف به رودخانه آردو ) و آثار دیگری در سایر مناطق دشتستان از عظمت و قدرت تاریخی این منطقه خبر می دهد . آثار تاریخی شهر توج ( توژ) در منطقه سعد آباد از توابع دشتستان ، بقایای سد ها ، آب بند ها ، قلعه ها ، برج ها ، پل ها و مخازن آب همه نشان از تاریخ دیرین این منطقه دارند . بنی گور دختر و آثاری از کوشک های عصر ساسانی در منطقه پشت پر ، توجه هخامنشیان و ساسانیان را به این منطقه نشان می دهند . در مشرق لیان (برازگان) از گذرگاه پرتلاطم تاریخ ایلام گذشت و با حفظ میراث های مادی و معنوی ، موقعیتی تازه را برای سلسله هخامنشی به وجود آورد تا با شرایط حساس و استراتژیک خود ، نگاه بانی بیدار ، برای خطوط مواصلاتی و تجاری ایران بزرگ باشد برازجان معرب برازگان است و مطمئنا پس از حمله اعراب به ایران چنین تغییری را پذیرفته است .راجع به وجه تسمیه برازجان که به صور گوناگون مثل برازگان ، برازجون و برازگون آمده تاکنون عقاید مختلفی ابراز گردیده ولی هیچ یک روشن نکرده اند این نام از کجا و چگونه گرفته شده است . آیا از عهد باستان به این نام معروف بوده یا بعد ها این اسم بر آن اطلاق گردیده . صاحب آثار عجم می گوید : بر اساس تقسیمات ایالتی فارس در زمان ساسانیان برازگان یا برازجان یکی از کوره های قباد بوده است ( چهارم کوره قباد که در آن است بوشهر و برازجان )
کتاب عارف دیهیم دار هم از دو محل از منطقه دشتستان نام برده . شیانکاره و برازجان به عقیده نگارنده کتاب جایگاه دشتستان در سرزمین ایران چنین بوده است : که به گزارش بعضی از مورخین در موقع جنگ ، وقتی شاه دستور می داد تا جنگاوران سراسر ایران در محلی اردو زنند ، هر سپاهی که از ایالات و ولایات می آمد پرچم و نشانی مخصوص داشت و معمولا نشان را از میان حیوانات مقدسی که مظهر قدرت و سمبل شجاعت می دانشتند انتخاب می کردند . مثلا خاندان قارن ، سر گاو میش ، بزرگان گوگان ، ببر و قبیله مهران نقش پلنگ را بر لوحی سیمین یا زرین بر سینه داشتند . چه بسا مردم این دیار هم با پرچمی که شکل گراز بر آن نقش بوده در جنگ مشارکت می کردند ، مشخص کردن خاندان ها طوایف و گروه های لشگری ، احتمال دارد به این علت بوده که فتح ها ، فرار ها ، جانبازی ها و رشادت های اقوام در هنگام نبرد معلوم باشد .
گوردختر، كوشك اردشير، كاخهاي هخامنشي بردكسيا و چرخاب، دژ برازجان، تلخندق، غار چهلخانه، چشمه آبگرم دالكي، شاهزاده ابراهيم و... نشان از تاريخ و تمدن سرزميني دارد كه از دوره ايلام تاكنون در سكوت دشتهايي پا بر جا و محكم ايستاده است.
تپه تاريخي تلمر، در كنار كاخ كوروش، در اصل قلعهاي بوده كه قدمت آن به دوره ايلامي ميرسد. گفته ميشود از اين قلعه براي ديدهباني كاخ كوروش استفاده ميشد. با فرو ريختن قلعه در طول قرنها آن را تبديل به يك تپه كرده و اكنون پس از حدود 25 قرن تنها خشتهايي از آن بناي قديمي باقيمانده است متأسفانه در سال 1363 شهرداري، بخش بسياري از آن را خاكبرداري كرد.
از ديگر آثار باستاني منطقه شبستان، غار چهل خانه در سعدآباد است. اين غار در واقع، دخمههايي را شامل ميشود كه در يك تپه كوه مانندي قرار گرفته و بنابر روايتي فراموشخانه بوده است.
برخي كارشناسان و نويسندگان بر اين عقيدهاند كه شاهزادگاني كه مورد خشم دربار قرار گرفته يا به بيماري جنون دچار ميشدند را براي اينكه از انظار عموم بمانند به اين منطقه انتقال مييافتند. فراموشخانه از سه سمت مسدود بوده و تنها از يك سو، آن هم تنها به پرتگاه راه داشته است.
پيشينه تلخندق در روستاي دهغايه و در شمال برازجان، به دوره ايلامي ميرسد. اين منطقه زماني شهر بزرگي بوده است و تپه سد دفاعي منطقه محسوب ميشد كه دور آن را خندق كشيده بودند و درون آن مجموعهاي از پايگاههاي نظامي قرار داشت.
معماري گوردختر با پاسارگاد يكي است. گويي كه معمار هر دو، يكي بوده است. احتمال ميرود اين بنا پيش از مقبره كوروش بهوجود آمده و پاسارگاد شكل تكامل يافته گوردختر باشد.
باتوجه به اينكه جاي كتيبه اين مقبره خالي است، نميتوان در مورد اينكه چه كسي در آن دفن شده، نظر قطعي داد. تنها ميتوان گفت گوردختر، واقع در دشت بزپز، بنايي متعلق به دوره هخامنشي است.
در دوره جديدتر، قلعه "تنگستان"، قلعه "زاير خضرخان" يا قلعه "كلات" در كوههاي پهلوان كش اهرم بهجامانده است. اين قلعه منسوب به مبارزي دشتستاني بهنام "زايرخضر خان" بوده كه در دوره قاجاريه ساخته شده و برفراز تپه، روي خرابههاي بناهاي پيشين شكل گرفته است كه معماري باستانشناسان را پيچيدهتر ميكند.
قلعه داراي 4 برج است كه در زمان حمله انگليس به ايران اسراي انگليس را به آنجا منتقل ميكردند.
نخلستانهاي دشتستان نيز از ميراث طبيعي اين منطقه محسوب ميشود. متوسط عمر نخلها 50 يا 60 سال است و تا هر يك از آنها به مراحل باروري برسد، 10 سال زمان نياز دارند.
گويش كنوني مردم منطقه فارسي با كمي لهجه لري است.
باستانشناس ایرانی، غلامحسین نظامی، در مقالهای تحت عنوان «تااوکه کلانشهر هخامنشی در مجاورت دریای پارس»، که در 26/12/83 در همایش توسعه دشتستان ارایه نمود جایگاه تااوکه را نه در کنار رود سیتاکوس (مند) و یا بر حاشیه دریا در حوالی گناوه و دیلم بلکه در پیوندگاه دو رود شاپور (گرانیس) و دالکی میداند. از دید او شهر تااوکه در زمان سلوکیان و اشکانیان هم به حیات سیاسی اقتصادی خود ادامه داده و در زمان ساسانیان به پنج یا شش کیلومتر به ناحیهای در شمال شرقی جایگاه هخامنشی خود، خیز برداشته و در حاشیه رود شاپور به عنوان شهر توز جلوه گر شده است و در ادامه، در دوران اسلامی به توز، توج و یا توح تغییر نام داده است. شهری که در اقصی نقاط امپراتوری ساسانی کتان آن شهرتی تام و تمام یافته بود و نیز در زمان ورود اسلام به ایران بخشی از کتب فتوح را به خود اختصاص داد. به باور غلامحسین نظامی شهر تموکن (تااوکه) هخامنشی نه برازجان و زیرا (توز ساسانی) بوده است بلکه این شهر میان رود شاپور و دالکی در نزدیکی اتصال آنها در محل درودگاه و جتوط قرار داشت و بقایای دو کاخ بردک سیاه (در درودگاه) و سنگ سیاه (در حوالی جتوط) که هر دو مربوط به دورهٔ داریوش اول هخامنشی است مؤید بخشی از این شهر مهم هخامنشی است. اما نباید غافل شد که همان طور که در دوره ساسانی با مشکلی در تاریخ نگاری ریواردشیر (ریشهر) بوشهر امروزی مبنی بر وجود هم زاد و هم نام دیگری در ارگان (ارجان دوره اسلامی) برخورد میکنیم که باعث ایجاد فهم نادرست تاریخ بوشهر عهد ساسانی، به دلیل خلط مباحث تاریخی شده است، در دوره هخامنشی هم به گفته آقای دکتر عبدالمجید ارفعی، ایلامشناس مطرح دنیا، ما دو تموکن داریم یکی در چاهک نیریز فارس کنونی و دیگر «تموکن رن میسه» که به باور ایشان دومی مربوط به بوشهر است. در این ارتباط آقای دکتر ارفعی معتقدند که اکثر الواح مربوط به هخامنشیان که نام تموکن در آنها ذکر شده، منظور تموکن نیریز است نه تموکن استان بوشهر، با این حال، باز جای پژوهش و تحقیق وجود دارد. هنوز هزاران لوحه از الواح گلی مکشوفه تخت جمشید خوانده نشده و شاید این فرضیه به زودی دگرگون شود. با توجه به مسایل مذکور، تموکن رانمسا یا تموکن بوشهر با وجود سه کاخ هخامنشی، نقش داریوش و طلاهای به کار رفته در معماری آن، که اخیرا در مطبوعات محلی و کشوری منعکس شده، میتواند از تموکن نیریز بسیار بااهمیتتر بوده باشد.
منبع: دانشنامه ویکی پدیا
اين عكس در تابستان ۱۳۸۵ از محدوده ي شهر برازجان گرفته شده است.
شهرستان دشتستان
شهرستان دشتستان به مركزيت شهر برازجان ،به عنوان بزرگترين شهرستان استان بوشهر با وسعت 248/6366 كيلومتر مربع در شرق بندر بوشهر و بر سر راه ارتباطي و بازرگاني بوشهر و سواحل خليج فارس واقع شده است.
اين شهرستان از سه بخش مركزي،شبانكاره،سعدآباد تشكيل شده و داراي 5 شهر و 9 دهستان مي باشد.
شهرستان دشتستان نه فقط از جهات اقتصادي تجاري صنعتي،حمل و نقل،كشاورزي ،سياسي و نظامي و نيز منابع طبيعي قابل توجه بوده و از اهميت ويژه اي برخوردار است بلكه از نقطه نظر تاريخي ،تمدني و نيز باستان شناختي بسيار اهميت داشته و قابل بررسي مي باشد.
دشتستان يعني نام و عنوان عمومي اين منطقه خود به تنهايي بيانگر تاريخي كهن و تمدني معتبر و با سابقه است. عنوان و واژه دشتستان كه از حدود قرن هشتم هجري ]پانزدهم ميلادي[ وارد منابع تاريخي و جغرافيايي ايران شده ،يكي از اسامي جديد اين منطقه است در حالي كه پيش از آن اسامي و عناوين ديگري بر اين منطقه اطلاق مي شده است.(( ايراهستان)) نام و عنوان عمومي اين ناحيه در دوران ايران باستان بوده كه به معناي ((سرزمين ساحلي)) مي باشد.در دوران پادشاهي ساسانيان ]قرن سوم تا هفتم ميلادي[ اين منطقه جزء ناحيه يا استان ((اردشير خوره)) بوده است.در همين دوره نام فرعي اين منطقه ((دشتگان)) بوده كه بعدها در منابع تاريخي و جغرافيايي مسلمانان معرب آن يعني ((دستقان)) به كار رفته است و همان گونه كه پيشتر اشاره شد از حدود قرن هشتم هجري عنوان دشتستان و بعضاً « گرمسيرات » به اين منطقه اطلاق گرديده است . شهر برازجان كه پس از بندر بوشهر ، بزرگترين و معتبرترين مركز شهري استان به شمار مي رود ، مركز اين منطقه بوده و از سابقه تاريخي و تمدني كهني برخوردار است كه ريشه آن به دوران پيش از تاريخ ( pre-historic )نيز مي رسد . نام و عنوان اين شهر نيز خود نشانه ديگري از قدمت و تاريخ كهن اين مركز شهري محسوب مي شود . درباره معنا و مفهوم نام اين شهر يعني «برازجان» نظرات گوناگوني ارائه شده است . برخي نظرات ، برازجان را يك واژه و اصطلاح متعلق به پهلوي ساساني دانسته و آن را به معناي مكان بزرگان و يا بلندمرتبگان قلمداد كرده اند . اين دسته بر اين نظر هستند كه ، براز = Boraz در زبان پهلوي ساساني به معناي بلند و رفيع مي باشد و چون اين واژه با پسوند جان كه معرب {گان} مي باشد ، تركيب يافته ، معناي مكان بزرگان را پيدا نموده است زيرا پسوند جان اسم مكان است . برخي ديگر نيز ، برازجان را به معناي محلي نور و روشنايي دانسته اند . آن ها بر اين باورند كه پسوند «جان » كه اسم مكان است با براز تركيب يافته و اسم برازجان را به وجود آورده است و البته در اين نظر ، براز = Boraz به معناي نور و روشنايي به كار رفته است . بدون ترديد ، برازجان يك نام و عنوان كهن و تاريخي است كه ريشه در دوران قبل از اسلام ايران داشته و برگرفته از زبان پهلوي ساساني مي باشد و به تنهايي نشان دهنده تاريخ تمدن كهن اين منطقه به شمارمي رود
در اين شهر، نشانه هاي متعددي از تاريخ كهن و باستاني به چشم مي خورد . آثار باستاني متعلق به دوران هخامنشيان كه از قرن ششم تا چهارم قبل از ميلاد مسيح بر ايران و بخش اعظمي از خاورميانه حكمراني داشته اند ، در كاوش هاي باستان شناختي در دهه هاي اخير در اين شهر به دست آمده كه نشان از توجه پادشاهان و حاكمان هخامنشي به اين منطقه دارد . كاخ متعلق به كورش كبير بنيان گذار هخامنشيان در كنار آثار باستاني ديگر از اين دوره ، جايگاه و اهميت اين ناحيه را در دوران پادشاهي هخامنشيان نشان ميدهد . در دوران ساساني نيز اين منطقه از جمله نواحي مهم و مورد توجه به شمار مي رفت . آثار باقي مانده از دوران ساساني در اين منطقه ، بيانگر اهميت و جايگاه تجاري – سياسي و نيز رشد و تكامل شهر نشيني در اين ناحيه به شمار مي رود . شهر توز يا (توج ) كه امروزه آثار و بقاياي آن در شهرستان دشتستان ] حد فاصل بخش سعد آباد و شبانكاره [ قرار دارد ، يكي از مراكز شهري – صنعتي و تجاري مهم ايران و مناطق ساحلي خليج فارس در دوران ساسانيان و قرون نخستين اسلامي بوده كه حتي تا دوران حكومت آل بويه ] ديلميان [ نيز حيات و فعاليت خود را حفظ نموده است . بر اساس گزارشهاي مورخين و جغرافي دانان مسلمان ، شهر توز منسوب است به اردشير بابكان ] اوايل قرن سوم ميلادي [ بنيانگذار دولت ساساني .
پارچه گلدوزي شده اين شهر كه به پارچه توزي مشهور بود از جمله محصولات هنري و صنعتي اين شهر به شمار مي رفت و از شهرت خاصي برخوردار بود به طوري كه در شاهنامه فردوسي هم مورد اشاره قرار گرفته و نيز در خلال جنگ هاي صليبي از جهان اسلام به اروپا انتقال يافته و مورد استقبال علافه مندان اروپايي قرار گرفته است . از سكه هاي ضرب شده در اين شهر نيز سكه هاي متعلق به دوره آل بويه يا ديلميان در دست مي باشد . در شهر برازجان و اطراف آن علاوه بر آثار برجاي مانده از دوران باستان و قرون ميانه تاريخ ايران ، آثار و ابنيه بر جاي مانده از قرون اخير و تاريخ معاصر ايران نيز وجود دارد . و از نقطه نظر تاريخي و معماري از ارزش و اهميت خاصي برخوردار است . در دوران معاصر و جديد نيز منطقه دشتستان و به ويژه شهر برازجان و مناطقي همچون سعد آباد و شبانكاره نقش بسيار فعال و حساسي در تحولات تاريخي جنوب كشور ايفا نموده است . جايگاه دشتستان و به ويژه شهر برازجان به عنوان مركز مبارزات ضد استعماري مردم جنوب كشور در خلال جنگ جهاني اول ] 1917- 1914 م [ و مقاومت مردم اين منطقه در برابر حملات و هجوم هاي ارتش اشغالگر انگلستان از جمله نقاط برجسته تاريخ اين منطقه در دوران معاصر به شمار مي رود . ظهور افراد مبارز و وطن دوستي همچون غضنفرالسلطنه برازجاني به همراه ظهور افراد دانشمند و تحصيل كرده كه پيشتاز فرهنگ جديد و آموزش و پرورش نوين در جنوب ايران شده و مدرسه سعادت بوشهر را اداره كردند ، از جمله نشانه هاي حيات و كوشش مردم اين منطقه و جايگاه برجسته آن ها در تاريخ جنوب ايران و بلكه تاريخ ايران به شمار مي رود . از سوي ديگر دشتستان در تاريخ ادبيات ايران نيز از جايگاه خاصي برخوردار است و سبك و شعر مشهور به فايز دشتستاني حاكي از غناي فرهنگي ادبي اين ناحيه كهن و تاريخي مي باشد .
برازجان شهر هزاران قليان
در عيد امسال سعادتي فرصت داد و بنده از شهر برازجان ديدن كردم شايد كمتر نام اين شهر جنوبي را شنيده باشيد.
برازجان از دو كلمه براز و جان تشكيل شده است براز بمعني بزرگ و جان=گان كه قيد مكاني است و روي هم مي شود جايگاه بزرگ . البته با وجود آثار باستاني بسيار قدمت اين شهر محرز است .
برازجان در قسمت شمال شرقي استان بوشهر واقع است با مختصات جغرافيايي طول: 51.12 و عرض: 29.16 و در ارتفاع 65 متر از سطح دريا . شهر بر سه راهي كازرون ، بوشهر و اهرم قرار دارد .
مردمي خونگرم و ساده دل دارد اما اگر دشمني كنند شتري است . از بدو ورود به شهر چند چيز جلب توجه مسافر مي كند . اول تضاد شكل و شمايل شهر با موقعيت تاريخي و جغرافيايي آن است ، دوم تنوع نژادي مردم با اينكه از دو سه تيره كهن بيشتر نيستند و سوم زيبايي و خوش اندامي زنان برازجاني نسبت به مناطق جنوبي مثل خوزستان ، هرمزگان و سيستان بلوچستان .
علاوه بر ديد زيبا شناسانه ، يكي از زشتيهاي شهر به غير از عقب ماندگي شهري وجود بسيار زياد موتور سيكلت سوار در سطح شهر است كه واقعا سرسام آور است و در تمام ساعات روز در حال تردد هستند .
بازار قديمي سرپوشيده دارد كه نسبتا جالب است اما جنسهاي محلي در آن عرضه نمي شود.
يك قلعه قديمي كه در حال بازسازي است و سالها قبل زندان بوده در ميدان شهرداري وسط شهر خودنمايي مي كند .
لهجه برازجاني شنيدني و جذاب است . در اين شهر سه نشريه محلي منتشر مي شود كه معتبرترين آن اتحاد جنوب مي باشد و اين مي رساند كه بافرهنگهاي برازجان گرچه اندكند اما فعالند .
از عادات مردم برازجان كشيدن قليان در مهمانيهاست البته تنباكوي برازجان نيز معروفيت جهاني دارد و الحق اگر يك برازجاني اصيل يك قليان براي شما چاق كند از مراسم چاق كردن قليان و كشيدن آن لذت خواهيد برد .
در شهر بيشتر مغازه ها بنگاه مسكن ، داروخانه و كافي نت مي باشد .
خوراكي سنتي برازجان بنام (پكورا) مي باشد كه بعنوان وعده اصلي صرف مي شود و با آرد نخودچي و تخم مرغ وسبزي و ادويه ساخته مي شود .
علاوه بر تنباكو كاهو و سبزيجات برازجان نيز معروف است . البته خرما از اطراف وارد شهر مي شود .
گروه شهرستانها- چهار قطعه طلا به وزن تقريبى ? كيلوگرم در كاوشهاى باستان شناسى برازجان به دست آمده است.
اين قطعات در كنار يكى از پايه ستونهاى تالار مركزى كاخ هخامنشى «بردك سياه» واقع در روستاى دورودگاه كه بيش از يك ماه از پاكسازى و كاوش آن مى گذرد به دست آمده است.
سه قطعه از طلاهاى كشف شده به صورت ورقه هاى ضخيمى هستند كه رويه آنها تا خورده است، همچنين قطعه چهارم، بخش بالايى يك جام زرين است كه زير لبه آن با يك خط سياه آراسته شده است.
گفتنى است، كار پاكسازى و كاوش كاخ «بردك سياه» كه از نيمه اسفندماه سال گذشته آغاز شده، تاكنون ادامه دارد و طى اين مدت، جز اين ? قطعه طلا، بخشى از يك نقش برجسته داريوش شاه، در سنگ نبشته و بيش از ?? تكه شكسته و خرد شده نقش برجسته ياد شده به دست آمده است.همچنين، علاوه بر كاخهاى مذكور، بيش از ?? كاخ و تالار از دوره هاى هخامنشى شناسايى شده كه همچنان در زير نخلستانهاى بلند دشتستان مدفون هستند. برازجان از مناطق تاريخى استان بوشهر است.
میرزا محمد خان برازجانی ملقب به غضنفر السلطنه
مردی رشید مومن که در جنگ با انگلیس همراه زائر خضر و شیخ حسین جلوی انگلیسی ه ایستادگی کرد و در سال ۱۳۰۸ شمسی توسط خائنین داخلی در ارتفاعات شرق برازجان بقتل رسید و هم اکنون در جوار امامزاده شاه پسر مرد آرمیده است.
سيَه:سايه نَنيزَك:روستائي درجنوب شرق برازجان ودر
رِي كردن: به طرف كسي ياچيزي رفتن، مجاورت امامزاده شاهزاده ابراهيم (ع).
روي خودرابه سوئي كردن. سرِآغا: جوار مقبره امامزاده ابراهيم.
زُوني:زانو. وِرَو: گنجايش داشتن، ازعهده برآمدن.
بيدن: بودن. زَبّار: زوّار.
لار: تن،بدن. مُرآويدن:جمع شدن، تجمع كردن.
وَت:به تو زُر: جرخاندن، چرخيدن..
انّا:مانند،شبيه. كَل وكُشتير:كلنجار رفتن.
جومه:پيراهن. وَيمِن: ميشوند.
دياره: پيداست. شُلدون:جاي گِل ولاي، لجن زار.
بي منال: زياد، بدون ماليات. موهي(موي): ماهي.
جُل كُل: لباس. خُو: خوب.
اَيكا: راستي. قَول: قبول.
دِغَـز:شكاف، ترَك. پَخچه: مگس.
زَنگُل:گياهي خودرو. اُونگَل(اونگلا): آنها.
گوال: جوال،نوعي خورجين. تَسكِواو: قابلمه.
گِز: درختي ازتيره سوزني برگهاكه درجنوب تُروَك: تربچه.
فراوان است وازجوب آن استفاده هاي زياد دَي يونو:والده فلاني.
ميشود مانندسقف وستون كپر . نِمي: نميدانم.
هَني: هنوز. فُيِز: فايز دشتستاني دوبيتي سراي دشتي الاصل
چهاو: چاه آب كشاورزي. و مشهور استان بوشهر.
دَم چهاو:محدوده كشاورزي يك حلقه چهاو. شِي:زير.
سر وپوكال( سروپُرتاك):سروريخت،سروصورت.
خِشت وكمارِنج(كمارج): نام دوروستا كه درگذشته هاي دورجزو دشتستان قديم بوده و
درحال حاضرتابع شهرستان كازرون دراستان فارس ميباشند.
كيچه: كوچه. وَرِش: نزدش.
كِشه(كشا): بار، مرتبه. اَي چه: هرجند،اگرچه.
ته اين(تِين):مبتلاشدن،مبتلاكردن. جِرون:شدت تابش آفتاب وگرما.
ديرادير: ازدور.
جُوآبياري:كانال آبرساني اداره آبياري شبانكاره دشتستان.
جيل آوردن: انبوه شدن درگرد چيزي، هجوم دسته جمعي.
پُهل:پل.
كُلُل: روستائي دردشتستان درمجاورت رودخانه.
دُومَن: پائين.
سرِرَو: به رديف، به صف.
زنگَل(زنَل): زنها.
خاركوري: خواري، ذلت.
دَرف شوري: ظرف شستن.
اُتَي: آنطرف.
اَوشُل:گِل ولاي.
مَلـّو: شناگري.
سعدِواد: شهر سعدآباد ازتوابع دشتستان.
محدِواد: روستاي محمدآباد درحومه برازجان.
دالَكِي: شهردالكي ازتوابع دشتستان.
خين: خون.
خُشون: خودشان.
دوما از نرم افزار گوگل ارت(google earth) هم تشکر می کنم که از شهر برازجان یک عکس ماهواره ای واضح گرفته این هم عکس:

البته این عکس واضح تر و جدید تر از عکس قبلی هست.
راستی این عکس در سال تابستان سال ۱۳۸۲تهیه شده.
دشتسون نه دشتسون
حواست بو كه ودنيا نِدي دل نميـده دل ودنـيا مـرد عاقـل
كه ئي دنيا سيَه ديـواره وبس تو وَش رِي ميكني او ميكشه پس
××××××××
الا اي دشتسون اي يار جوني الا اي نورِ چيش اي زور زُوني
چه سخته پُي تو بيدن ونبيدن چه سخته بوتِ فهميدن نديدن
نفس كه ميكشي ميفهمه لارُم نمـي وينم خُتِ دور وديـارم
نمي فهمم كه پاتُم يانه پاتُـم موخواصلاْ نمي فهمم كجاتـم
موخو شيراز بيدن بِختَرُم بـي غم هجرون كشيدن بخترم بـي
وهجرون انتظارِ وصل بيـدُم گل وصل تُنـه پي زورچيـدم
زدم و وازدم تا وَت رسـيدم اُما خيـري وديدارت نديـدم
چه وصلي بي كه وهجرون بتربي چه درموني كه دردش خاشتربي
ندا طولي كه پُي موقهر كردي سي مو زندة يِ اِنّا زهركردي
نمي فهمم بهارت كَي سراومَـه كه تَوسونت خودِجومة تراومه
نه خَوبيدم اُمـا نَيـدُم بهـاره خَو وبيـدار توسونت ديـاره
××××××××
سرم امشوپر پُـرس وسؤالـه دلم تشنة جواب بـي منالـه
ئي پُرسَل تُو دلم صحرا نويمـو وخُت بِختر كسي پيدا نويمـو
زمين واويده وي امسال سـيرَو اوردة سي بهارت جُـل كُلِ نو
گُلَل سرورجَز ورداشته ويدِن غمَل اَيكا دِغَـزورداشته ويـدن
شِدَنبوكُهيه مس كردَيده يانـه سي زَنگُل دس ودس كردَيده يانه
غم ودرده قفس كرديده يانه زَنگُل زونيش لَس كرديده يانه
چذابي حال وروز غَـلّه كالَل رسي چي وكُمِ گشنة گوالَـل
مث سـاوِق گِزَل بيـعاربيـدن فقط خَش ودرازي دار بيـدن
هَني ذرّت عروس دَم چَهاوه سروپوكال زردش بي حجاوه
نَنيزَك باز امسـالَم شُـلُق بـي رهِش انزو دس زَنگُل قُرُق بي
ســرِآغــا ورَو زَبــّار ميـمـه چذاتي بي سي رفتن كار ميمه
پسين تنگَل ودور توپـه بازَل دمِ گاراج مُـر وَيمِـن جـهالـَل
ميدِن توپة گپِ سي هم زُروپيچ كَل وكُشـتيرِهـم ويمـن سـرِ هيچ
يه بَيلة دَش مُرايمن هرپسيني كه جامَعگِن كنِن سي شَونشيني
درة بازارسـرتاسـر زمسّـون اُيـااُمسـال بازم بيـده شُلـدون
موهي ميگِن فقط شيلات داره موهي خُوداره حيفي كم مياره
چذاتي قَول كردن موي فروشل جواب پخچه يَل دادن چه اُونگَل
قطارِتَسكِواوِ ماس ولورَك خـودِ زنبيلَـلِ نـعـنا وتُـروَك
هنوزَم دَي يونو راننده شونه نمي تاكَي ميخوادرجا بمونـه
فُيِزكه دشتسوني شي دسش بي حدِ خشت وكمارنج بُنگ رسش بي
فُيِزكه محرم پاك خونه يَل بي شووَل خُش پاسـبون كيـچه يـل بـي
نـوُي فـايِـز قـرار بيـقـرارَل تُو غمخواري شريك غصه دارَل
رفيـق عاشـق مفتون شيـدا كه تودل داره صـددرد نـه پيـدا
كِشَة آخُركه پاش دَمخواربيدم مـوحـالِ فـايـزه بيـمـار ديـدم
ته اينَش كرده وي درد غريبي ويـار بيكـسون بيكـس نصـيـبي
دلم خواشه كه اَي نَيدُم بهاره وديــراديـر تَـوســونِت ديـاره
مي وينُم كه سرِجُوآبياري اُورده جيـل مـاشيـنِ ســواري
شِي پُي پُهل كُلُل دومَن سرِاَو مـي شيـنِن زَنگـَلِ داتـي سـرِرَو
اُوتَي تربچّه يَل غُرغَوكنونِن تواَوشُل سي خُشون مَلَّـو زنونِن
يونه رسم كُلُل يا سعدِداده نـه مـالِ دالَـكي يا مَـحـدِ واده
ساسر دشتسون اَونرخ خينه ومـردم تشــنه تـرراسـي زميـنه
همة جَي دشتسون اَوكيميايه خُشون ميگِن كه ئي كارِخدايه
سيَه پُي اَو وَرِش باغ بهشته تو پيشونيش كم خواسن نوشته
مو اَي چه ئي موسُم خرماپزونـه دسِ گرمـاشـوَم ظـهرِ جِـرونه
دلم ميخواكه دشتـسّون ورم بـُو انـيس ئــي دلِ غـم پـرورم بـُو
كمالي دوكشه حالش بـخترآوو ئي دشتسّون نه دشتسّون سـرآوو
بزودی ترجمه ی واژه های بومی این شعر را خدمتتان تقدیم می نمایم.
آقای اتابک زاده توضیحات لازم را ذکر کرده اند. می توانید به وبلاگ ایشان بروید توضیحات مفصل ایشان را بخوانید. www.toveh-toeka-soroush.persianblog.com
www.toveh-toeka-soroush.persianblog.com

